بررسي رابطه سلامت روان و پایگاههای هویت و منبع¬کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان- قسمت 4

ايجاد كرده باشد, او در مورد هيچ چيز تصميم نگرفته است. او به موضوعات ايدئولوژيك بي‌علاقه است يا يك رويكرد درهم‌وبرهم دارد كه در آن يك نظريه هما¬نقدر خوب است كه نظريات ديگر،و او جرات آن را ندارد كه از ميان اين دو نماهاي متعدد يكي را برگزيند (مارسيا ،1994).
2-2-3-بحران هویت :
یکی از پدیده هایی که از سال های پایانی دوران نوجوانی آغاز شده و می تواند در سال های جوانی نیز ادامه پیدا کمد ،بحران هویت است . طرح پرسش هایی مانند : من کیستم به کجا تعلق دارد ؟ به کجا می روم؟ و نظیر آنها ،مظهر هویت یابی نوجوانی است .نوجوانان که در گذشته ای نه چندان دور ،فاقد تحلیل و قدرت استدلال بوده ، اینک می خواهد از راز و رمز امور سردرآورد . از این روز می توان گفت یکی از مسائل مهم در شکل گیری شخصیت فرد،مسئله کشف خود و هویت خویش است . پاسخ به سوال از کجا آمده ام و چه کاری را باید بکنم و سرانجام من چیست : همان هویت یا خود ماست . قرآن مجید بی هویتی را منشاء خود فروشی و خود زیانی می داند، زیرا تشخیص بی هویت در یک دادو ستد ،ارزنده ترین گوهر و سرمایه خود را به بهانه ی بسیار پایین و ناچیز می فروشد. از این رو قرآن می فرماید : «خود را به بد چیزی فروختند هر یک از ما در زندگی خود افرادی را می شناسیم که سرگردان در بیابان ترسناک بی هویتی ،بدون هدف و رنجور ،شیرین ترین روزگار عمر خود را با ناکامی تباه می سازد و با هر نسیمی دگرگون شده و شخصیت ثابتی ندارند ،به هر کجا سفر می کنند یا با هرکسی رفیق می شوند و در واقع خود را به چیزی وابسته نمی دانند و در وجودشان مستقل احساس نمی کنند،مشکل اصلی آنها عدم احراز هویت است. براساس نظریه «اریکسون» اگرهویت شخص نوجوان در طی زمان و براساس تجربیات حاصل¬از برخورد صحیح اجتماعی به تدریج ایجاد شود و نوجوان بتواند¬خودرابشناسد و از دیگران جدا سازد ،تعادل روانی تضمین می¬شود ، ولی¬اگر¬دیگران وعدم¬اعتماد جایگزین اعتماد گردد و به جای تماس با مردم ،فرد گوشه گیر و منزوی شود و به جای تحرک ،به رکودگراید و به جای خود آگاهی و تشکیل هویت مثبت ،دچار ابهام در نقش خود شود،هماهنگی و تعادل روانی وی به هم می خورد و به بحران هویت دچار می شود. در بحران هویت،فرد شدیداً دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی است ، به طوری که نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خویش را در یک خویشتن قابل قبول و هماهنگ سازمان دهد .
2-2-4-جامعه بسترمهم هویت:
جامعه ای که درآن زندگی می کنیم نقش مهمی در شکل دهی هویت ما دارد. ما در خانواده به دنیا می-آییم و بزرگ می¬شویم ، درمدرسه به تحصیل می پردازیم با دوستانمان معاشرت داریم به واقع ما محصور جامعه هستیم و درشکل گیری هویت ما،گروه های مختلف نقش دارند .
2-2-5-مهمترین¬ بسترهای¬اجتماعی هویت :
1- خانواده: کوچکترین واحد اجتماعی که نقش مهمی در طراحی هویت انسان دارد ، خانواده است .پد ومادر با بکارگیری ابزار مناسب می توانند به سالم سازی هویت فرزندان خودکمک شایانی کنند. 2- محیط آموزشی: مراکز علمی و تحصیل به عنوان خانه دوم اکثر نوجوانان وجوانان همواره بخش مهمی از هویت اجتماعی افراد را سازمان می دهند .هویت مثبت و منفی ،تابع آموزش هایی این مراکز است . 3- محیط اجتماعی : باورها ،ارزش ها ،سنت ها و آداب و رسوم موجود در جامعه که از طریق برنامه های رسانه های جمعی از رادیو ،تلویزیون ،مجلات ،روزنامه و غیره به نسل های بعدی انتقال می یابد ،در ساماندهی هویت جمعی نقش تعیین کننده ای دارد.
2-2-6-پیامدهای بحران¬هویت :
گسستگی و بحران هویت ،پیامدهای فراوانی دارد که به برخی از آنها می پردازیم :الف) احساس بیگانگی : یکی از آثار بحران هویت ،احساس تنهایی و جدایی از دیگران است . ب) بی¬هدفی : فردی که خود را گم کرده و نقش موثر برای خویشتن نمی یابد ،خود را به هر موضوعی که در دسترس اوست ،مشغول نموده و انرژی اش را در آن زمینه صرف می کند، مثل : مکالمات بی هدف تلفنی . ج) شخصیت منفعل : افرادی که به نحوی با مشکل فقدان هویت مواجه اند ودرروندهویت یابی آنها اختلال وارد شده ،معمولا منتظرند تا دیگران برای آنان تصمیم گرفته وشخصیتی برایشان قائل گردند .دراینصورت ابتکار عمل،خلاقیت و تکامل هویت از دستشان خارج شده و سر رشته زندگی شان به دیگران سپرده می¬شود.
2-2-7-1-عوامل موثر درپدیدآیی بحران هویت :
1.فقر معنوی : بروزناهنجاری درجامعه وبسیاری از بحران ها، از جمله بحران هویت، ثمره نبود نظریات بنیادی مذهبی درباره هستی و انسان و دریک کلمه، عدم اعتقاد به مبدأ و معاد است. یکی دیگر از نظریه پردازان بزرگ تاریخ می¬گوید: بحران¬هایی که اروپائیان در قرن حاضر دچار آن شده اند، اساساً به فقر معنوی برمیگردد ،تنها راه درمان این فروپاشیدگی اخلاقی که غرب ازآن رنج می برد، بازگشت به دین است. 2. تحولات دوران بلوغ : اگرنوجوانی این مرحله را به سلامت طی نکند، دچار آشفتگی شخصیت و ختلال در هویت خواهد شد. تحقیقات نشان می دهد افراد بی هویت معمولا در دوران بلوغ دچارسرگشتگی وسرگردانی شده اند واین دوره را به سلامت طی نکرده اند. 3. خانواده :با توجه به تحولات دوران بلوغ ،نقش خانواده در هویت یابی یا بحران هویت نوجوانان مشخص میگردد.برخورد صحیح پدر ومادر با نوجوان ، به او کمک خواهدکرد تا از این برهه پر تلاطم بگذرد. اما هرگونه بی مهری از سوی آنان ،نوجوان را به تضاد درونی خواهد کشاند .خانواده ای¬که فرزند را¬تحقیر می¬کنند ،فرصت تصمیم گیری به او نمی دهند و به روحیه استقلال خواهی و مسئولیت¬پذیری او توجهی ندارند، چه هویتی برای آن فرزند رقم می زنند. 4-آموزش و تربیت ناصحیح : بخش مهمی ازهویت افراد در مراکز آموزشی شکل می¬گیرد. اگر نهادهای آموزشی وکانون¬های تربیتی ،وظیفه خود را در قبال شخصیت و هویت دهی مناسب به این افراد به شایستگی انجام ندهند، نتیجه ای جز وابستگی ، بی¬هویتی، احساس حقارت در برابر بیگانگان نخواهد داشت.
2-3-منبع کنترل:
جولین راتر (1916) به خاطر علاقه به بینش های آلفرد آدلر درباره ماهیت انسان روان شناس شد و از دیدگاه آدلر برای شناختن خود و خانواده اش استفاده کرد. او تصمیم داشت نظریه پرداز یادگیری اجتماعی شود. به دبنال توجیهاتی برای رفتار و شخصیت در بیرون و درن ارگانیزم بود و می خواست تقویت کننده های برونی و فرایندهای شناختی درونی را بررسی کند. راتر در جریان یک برنامه پژوهشی گسترده دریافت که برخی افراد معتقدند تقویت کننده ها به اعمال خودشان بستگی دارد در حالی که دیگران باور دارند که تقویت کننده های آنها به وسیله دیگران و نیروهای بیرونی کنترل می شوند او این مفهوم را منبع کنترل نامید.
2-3-1-کنترل درونی در برابر کنترل بیرونی :
افرادی که به صورت شخصیت های دارای منبع کنترل درونی مشخص شده اند معتقدند تقویتی که دریافت می کنند تحت کنترل رفتارها و نگرش های خود آنها قرار داد آنهایی که از شخصیت دارای منبع کنترل بیرونی برخوردارند تصور می کنند پاداش هایی را که دریافت می دارند دیگران، سرنوشت، یا شانس کنترل می کنند به عبارت دیگر آنها متقاعد شده اند که در رابطه با نیروهای بیرونی ناتوان هستند.به راحتی می توانید درک کنید که منبع کنترل ما چه تاثیر عظیمی بر رفتار ما دارد. افراد دارای منبع کنترل بیرونی که باور دارند رفتار و نگرش آنها بر تقویت آنها بر تقویت کننده هایی که دریافت می کنند تاثیری ندارند، برای به خرج دادن تلاش جهت بهبود بخشیدن به شرایط خود، ارزشی قایل نیستند وقتی که آنها انتظار کنترل کردن رویدادهای حال و آینده را ندارند چرا باید تلاش کنند؟ در مقابل، افراد دارای منبع کنترل درونی معتقدند که شرایط خود را کاملاً در اختیار داشته و مطابق با آن رفتار می کنند. آنها در مقایسه با افراد دارای منبع کنترل بیرونی در تکالیف آزمایشگاهی در سطح بالاتری عمل می کنند. علاوه بر این این افراد کمتر پذیرای تلاش های دیگران برای تاثیرگذاشتن بر آنها هستند، برای مهارتهای خود ارزش زیادی قائل اند، و نسبت به نشانه های محیطی که برای هدایت کردن رفتار استفاده می کنند، هوشیارتر هستند. آنها از اضطراب کمتر و عزت نفس بالاتر خبر می دهند، مسئولیت بیشتری را برای اعمالشان می پذیرند و از سلامت روانی و جسمانی بیشتری برخوردارند.
2-3-2-ارزیابی منبع کنترل:
راتر برای ارزیابی منبع کنترل، پرسشنامه های خودسنجی را ابداع کرد، مقیاس درونی- بیرونی (L-E) از 23 جمله گزینه – بایست تشکیل شده است آزمودنیها از هر جفت ماده ی آزمون یکی را که بهتر آنها را توصیف می کند انتخاب می نماید. به راحتی می توان مشخص کرد که از هر جفت کدام گزینه منبع کنترل درونی یا بیرونی را نشان می دهد. آزمون دیگر برای ارزیابی منبع کنترل مقیاس درونی- بیرونی نوویکی – استریکلند برای کودکان است. فرم بزرگسال این مقیاس و مدل کرتونی آن برای استفاده ی کودکان پیش دبستانی نیز موجود است. مدل هایی از مقیاس L-E رفتارهای خاصی مانند رابطه بین منبع کنترل و عوامل مرتبط با رژیم گرفتن و کاهش وزن موفقیت آمیز را ارزیابی می کنند.
2-3-3-عوامل مرتبط بین منبع کنترل با تغذیه:
تفاوت های سنی و جنسیتی : از نظر نمرات کلی در مقیاس L-E بین آزمودنیهای مرد و زن بزرگسال در ایالات متحده تفاوت های معنی داری ثبت نشده است. با این حال مردان و زنان به برخی از مواد آزمون به صورت متفاوتی پاسخ دادند. در یک تحقیق، مردان در سئوال های مربوط به پیشرفت تحصیلی، منبع کنترل درونی بیشتری از زنان نشان دادند.(استریکلند و هیلی، 1980) به نظر می رسد که منبع کنترل بیرونی در زنان بعد از طلاق افزایش می یابد و به دنبال آن برگشت به منبع کنترل درونی وجود دارد (دوهرتی، 1983) زنانی که مورد سوء استفاده ی جسمی قرار گرفته اند، منبع کنترل بیرونی نشان می دهند (بارون و بیرن، 1984)
تفاوت های نژادی و اجتماعی- اقتصادی : در پژوهش اولیه با استفاده از مقیاس L-E تفاوت های نژادی و اجتماعی- اقتصادی معنی داری یافت شدند. به طور کلی، عملکرد آزمون گروههای طبقه اجتماعی پایین و اقلیت منبع کنترل بیرونی را نشان می داد. این در تحقیقی که روی کودکان اجرا شد، تایید شده است معلوم است که کودکان سیاه پوست طبقه پایین بیشتر از کودکان سفید پوست طبقه پایین و متوسط یا کودکان سیاه پوست طبقه متوسط جهت گیری بیرونی دارند (باتل و راتر ، 1963، کلمن و همکاران، 1966) به طور کلی معلوم شده است که اسیایی ها بیشتر از آمریکاییها جهت گیری بیرونی دارند، یافته ای که ممکن است برحسب عقاید فرهنگی توجیه می شود در حالی که فرهنگ آمریکا برای متکی بودن به خود و فردگرایی ارزش قایل است؛ فرهنگ آسیا بر اتکا بر جمع و وابستگی متقابل تاکید می ورزد. بنابراین، از نظر آسیایی ها، موفقیت بیشتر حاصل عوامل بیرونی در نظر گرفته می شود تا عوامل درونی. به نظر می رسد که هرچه آسیایی ها با آمریکایی ها تماس بیشتری برقرار کنند، بیشتر جهت گیری درونی پیدا می کنند.
تفاوت های رفتاری : افردی که جهت گیری درونی دارند احتمالاً بیشتر از کسانی که جهت گیری بیرونی دارند به خیال پردازی درباره ی موفقیت و کمتر از آنها به خیال پردازی درباره ی شکست می پردازند. آنها در موقعیت های مختلف اطلاعات بیشتری را کسب و پردازش می کنند، انتخاب شخصی بیشتری را تجربه کرده و محبوب تر هستند. علاوه بر این، افراد دارای منبع کنترل درونی مجذوب کسانی می شوند که بتوانند آنها را به بازی بگیرند، عزت نفس بالاتری دارند، و به صورتی رفتار می کنند که از لحاظ اجتماعی ماهرانه تر است (برانیگان ، هاک و گای ، 1991؛ لفکورت، مارتین، فیک و صالح 1985 )
تفاوت درسلامت جسمانی: امکان دارد افرادی که جهت گیری درونی دارند از افراد دارای جهت گیری بیرونی سالمتر باشند. پژوهش نشان داده است که افراد دارای جهت گیری درونی فشار خون پایین تر و حملات قلبی کمتری دارند . در صورتی که آنها به مشکلات قلبی مبتلا شوند بهتر از بیمارانی که جهت گیری بیرونی دارند با کارکنان بیمارستان همکاری کرده و زودتر مرخص می شوند. افرادی که جهت گیری درونی دارند بیشتر مراقب سلامتی خود هستند، به احتمال بیشتری از کمربند ایمنی استفاده نموده و سیگار را ترک می کنند (سیمن و سیلس 1985؛ سگال و ویند، 1990) در مجموع به نظر بدیهی می رسد که افردی که فکر می کنند بر زندگی خود کنترل دارند به سلامتی خودشان بیشتر توجه دارند.
2-3-4-افراد دارای کنترل درونی :
خود پنداره¬ی افراد دارای کنترل درونی به گونه¬ای است که هر اتفاق خوب یا بد را به خود نسبت می¬دهند و خود را مسئول میدانند، به عبارت دیگر هر رویداد خوب یا بد را وابسته به خود می دانند، درو ن گرایان برای توجیه دست آوردهای زندگی خود، فعالیتها، عدم فعالیت، صفات و خصوصیات خود را بررسی می کنند. آ نها تقریباً همیشه نتیجه ی هر رویداد را به آ نچه کرده یا نکرد ه اند مربوط می¬دانند )مک گراو ، 2001 ). این افراد معتقدند که می¬توانند با تلا شهایشان امور را تغییر دهند. مثلا میتوانند در کار موفق شوند، ازدواج خوبی داشته باشند و به هدفهایشان برسند )گنجی، 1380(. افراد درو نگر در موقعیتهای مختلف اطلاعات بسیاری کسب می کنند و یادگیری بیشتری دارند)شولتز، 1998 ). بنابراین تمایل دارند در موقعی تهای مختلف تسلط بر خود را حفظ کنند. زیرا معتقدند که باید منبع رویدادهای شادی باشند که برای آ نها اتفاق میافتد. به طور کلی دروني، پویا تر و بیدارتر و بیشتر درگیرتلا شهایی می¬شوند که از طریق آن زندگی خود را هدایت و کنترل کنند (گنجی1380). این افراد برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی بیشتری دارند. پیامد دیگر متغیر منبع کنترل، به راهبردهای تصمیم گیری مربوط میشود. درونیها تمایل دارند، راهبردهای خوب را نگه دارند و راهبردهایی که با شکست روبه رو میشوند، کنار بگذارند )گنجی،1380 ).
2-3-5-افراد دارای کنترل بیرونی:
این افراد عموماً باور دارند که زندگی آ نها توسط نیروهای خارج از خودشان مانند شانس، سرنوشت، یا رفتار سایرا فراد کنترل می¬شود)فیست و فیست، 1994). افراد بیرونی معتقدند رفتارها یا مهارتهایشان در موفقیت یا عدم موفقیت آنها تأثیری ندارد و در کوشش برای بهبود موقعیت خود فاید های نمی¬بینند. آنان به امکان کنترل خود در زمان حال یا آینده باور چندانی ندارند. پژوهش ها وجود دو نوع از افراد را نشان می¬دهند: بیرونیهای دفاعی، که شدیداً رقابت طلب¬اند، اما ظاهراً دیگران را برای شکست خود ملامت می کنند؛ و بیرونیهای غیرفعال که رقابت جو نیستند و معتقدند که زندگی آنان به طور کامل از سوی شانس و اقبال کنترل می¬شود)راتر به نقل از شولتر، 1998 ). بیرونیهای غیرفعال با نظریه¬ی راتر مطابقت دارند و رفتار آنها دقیقاً همانگونه است که او پیش بینی کرده بود. اما بیرونیهای دفاعی با این نظریه کمتر هماهنگی دارند. چون در نظریه ی راتر افراد بیرونی اهل تلاش نیستند. وقتی که موفقیت وابسته به کوششهای خود فرد نیست، چرا باید کوشش و رقابت کرد؟ به احتمال، چنین افرادی در وسط پیوستار درونیها و بیرونیها قرار دارند که موفقیتهارا به خود نسبت می¬دهند، اما شکستها را به دیگران احتمالاً این افراد در موقعیتهایی که امکان شکست در آ نها زیاد است، تلاش و رقابت را رها می کنند. پژوهشهای بیشتری باید برای روشن شدن وجود احتمالی این نوع کانون کنترل صورت گیرند.
2-3-6-پیوستارکانون کنترل :

ممکن است چنین تصور کنیم که کنترل درونی بالا بیانگر صفات جامعه پسند و کنترل بیرونی بالا نشانگر خصوصیات ناخوشایند است. در عمل کسانیکه در آزمون مقیاس کنترل درونی بیرونی در هر دو جهت نمرات بسیار بالا می آورند، با احساسات و نتایج ناخوشایند همراهند. نمرات بیرونی بسیار بالا ممکن است با بی تفاوتی و ناامیدی ارتباط داشته باشد. به طوری که افراد باور کنند هیچ کنترلی بر محیطشان ندارند؛ در حالیکه نمرات درونی بسیار بالا به معنی آن خواهد بود که افراد مسئولیت هر اتفاقی را که برایشان پیش می آید، مانند تصادفات، ورشکستگی، فرزندان بزهکار و غیره می¬پذیرند. در قسمت قبل به افرادی هم اشاره کردیم که در صورت احتمال موفقیت، انگیزه پیدا می¬کنند و به تلاش می پردازند، نمرات دو حد نهایی که به سمت کنترل درونی گرایش دارند، از همه مطلو¬بترند )فیست و فیست، 1994 ) .
2-3-7-نوسان در پیوستار کا نون کنترل :

گفتیم این ادراک ناخودآگاه از ثبات نسبی برخوردار است. این گفته بدان معناست که امکان تغییر و جابه جایی در روی این پیوستار وجود دارد. راتر همواره تأکید کرده است که انتظارات کلی به شیب تعمیم اشاره دارند و تحت شرایط خاص، کسی که عموماً احساس کنترل درونی بالایی دارد، ممکن است به این باور برسد که پیامد رفتارش عمدتاً ناشی از شانس، یا رفتار افراد قدرتمند است )فیست و فیست، 1994). بررسیها نشان داده اند که کودکان، همزمان با رشد خود جهت گیری درونی پیدا می کنند. کنترل درونی از اواخر نوجوانی افزایش می¬یابد و تا سنین پیری در همان سطح باقی می¬ماند(شولتر، 1998).این واقعیت را می¬توان با نظریه¬ی اخلاقی کلبرگ مقایسه¬کرد که عملکرد افراد ابتدا براساس قوانین و نظارت اجتماعی است و در مراحل پایانی رشد خلاقی، افراد

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *