حاکمیت شرکتی و تغییر حسابرسان-پایان نامه ارشد

 thesis-download-2

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی 

قسمتی از متن پایان نامه :

از مدیران انتظار میرود در مجمع عمومی سالیانه سهامداران، جلسات هیات مدیره و همینطور جلسات کمیته و کمیته هاي فرعی که عضو آن هستند، شرکت کنند و زمان کافی براي کار خود اختصاص دهند و به دفعاتی که براي انجام درست و کامل وظایف خود لازم است تشکیل جلسه دهند. اطلاعات و مطالبی که براي درك هیات مدیره از نحوه اداره کسب و کار در جلسات هیات مدیره یا کمیته اهمیت دارد، باید قبل ازجلسه بین مدیران توزیع شود تا فرصتی براي بررسی آن فراهم شود. رئیس جلسه ملزم است یکبرنامه زمان بندي براي موارد دستور جلسات استاندارد که قرار است در طول سال آینده به آنها پرداخته شود تهیه کند، و همینطور دستور جلسه هر یکاز جلسات هیات مدیره را نیز تنظیم نماید. هر یکاز اعضاي هیات مدیره می توانند مواردي را براي درج در دستور جلسه پیشنهاد دهند یا موضوعی را که در دستور آن جلسه نیست مطرح نمایند

6-2-2) الگوهای حاکمیت شرکتی

در گذشته رفتار شرکتها بر اساس مبانی نئوکلاسیک الگو برداری می شد. در این الگو شرکتها فقط واحدهای تولید کننده فرض می شدند و تمام فعالیت های شرکت در حداکثر کردن سود خلاصه می شد. ادبیات مدیریت مالی به شرح تئوری های مختلف شرکت ها و رفتارهای مربوط به آن ها می پردازد. اما با افزایش این باور که فقط مبانی اقتصادی و تولیدی قادر به توضیح انگیزه های حاکمیت شرکت نمی باشند پژوهش ها بر بخش رفتاری عملکرد شرکت و در راستای توجیه منطق اقتصادی رفتارهای خاص مدیریت و نحوه ی کنترل آن متمرکز شد. این تحقیقات منجر به شناخت چهار نوع حاکمیت شرکتی به شرح ذیل گردید:

1-6-2-2) الگوی مبتنی بر بازار

ویژگی الگوی مبتنی بر بازارآن می باشد که حقوق مالکیت بین سهامداران مقطعی پخش گردیده است. بازارهای سرمایه قوی شده اند و نقدینگی در بازار سرمایه زیاد است. نظام حمایت از سرمایه گذاران باعث شده اند تا سهامداران پرتفوی خود را متنوع سازند و هیچکدام از آن ها در موقعیتی قرار نگیرند که خود شرکت را اداره نمایند. پس مدیران حرفه ای به نمایندگی از سهامداران جهت اداره ی شرکت به استخدام در می آیند مزیت اصلی این الگو سهولت جمع آوری سرمایه و توزیع ریسک سرمایه گذاران است. این الگوی حاکمیت شرکتی به رغم مشکلات زیاد توسط بسیاری از محققین موفق شمرده می شود. رسوایی بوجود آمده در شرکت های بزرگی نظیرانرون، ورلدکام، جنرال الکتریک… مشکلات این الگورا نمایان می کند. از یک طرف این الگو دارای مزیت بازار سرمایه قوی برای کنترل شرکت و بازار کار آماده مدیریت می باشد و از سوی دیگر مشکلاتی نظیر معاملات درونی و پاداش های کلان مدیریت نیاز به مقررات گذاری در این زمینه ها را ایجاب می کند. مشکلات حاکمیت شرکتی زمانی رخ می دهد که مدیران باعث ایجاد و عدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه از دست دادن ارزش توسط سهامداران می شوند. ازآنجا که سهامدار جزء به علت میزان کم مالکیت از مدیریت فاصله گرفته است، مدیرانی که به طور روزمره عملیات شرکت را ملاحظه می کنند، در موقعیتی قرار می گیرند که عدم تقارن اطلاعاتی را ایجاب نماید. آنها اطلاعاتی را که برای آنها دارای منفعت می باشد به طور محرمانه نگهداری می کنند و اطلاعات بی اهمیت را برای سهامداران و سایرین منتشر می کنند. لذا برای همسو کردن منافع مدیران و سهامداران هزینه های نمایندگی رخ می دهد. مدیران برای حداکثر کردن منافع خود دارای افق دید کوتاه مدت می باشند. از آنجا که آنها بر اساس افق کوتاه مدت پاداش می گیرند لذا کوتاه مدت نگر میشوند. این کوتاه مدت نگری تا حدودی ناشی از عملکرد بازار سرمایه است. زیرا بازار سرمایه بر اساس عملکرد مناسب کوتاه مدت به آنان پاداش می دهد. لذا مدیران منافع بلند مدت را فدای منافع کوتاه مدت می نمایند(رضایی، 2007). در نتیجه اقداماتی در جهت خلاف ایجاد ارزش برای سهامداران انجام می دهند.

2-6-2-2) الگوی مالکیت شرکتی مبتنی بر روابط

الگوی دوم مالکیت شرکتی مبتنی بر تمرکز مالکیت و بازار سیال سرمایه می باشد. و در این الگو سهامداران شرکت ها به طور طولانی مدت دارای سهام بوده ودر موقعیتی قرار می گیرند که می توانند رفتار مدیریت را نظارت نمایند، لذا هزینه های نمایندگی رخ نمی دهد. دراین الگو بانک ها با نگهداری بخش عمده ای از سهام شرکتها بر مالکیت آنها مسلط می شوند و به طور مستقیم در عملیات شرکت ها شامل نظارت و تصمیم گیری، مشارکت می کنند. حاکمیت شرکتی در این الگو مبتنی بر روابط می باشد. هم چنین سرمایه گذاری های درون گروهی از ویژگی های الگوی مذکور به شمار می آید. ژاپن، کره، فرانسه، آلمان :مثال هایی از این نوع حاکمیت شرکتی می باشند. ابتدا به نظر میرسد که این الگو کاراترین الگوی حاکمیت مشارکتی است ولی این الگو نیز با مشکلاتی مواجه می باشد. تسلط بانک ها بر فرآیند تصمیم گیری شرکتها باعث می شود که مدیریت متخصص تربیت نشود(رضایی، 2007).. مداخله پیش از حد دولت از طریق قوانین و افراد، خود در امور شرکت ها، به عنوان مانعی برای پیشرفت شرکت محسوب می شود. به طور مثال در فرانسه کنترل دولت بر شرکت ها به دو شکل مستقیم و غیر مستقیم صورت می گیرد. دولت به طور مستقیم در خیلی از فعالیت های تجاری سرمایه گذاری می نماید و به طور غیر مستقیم  از طریق کنترل بانک ها و موسسات مالی که به بخش خصوصی وام می دهند و انتصاب مدیران بازنشسته دولتی در بخش خصوصی، به کنترل شرکت ها می پردازد.

3-6-2-2) الگوی حاکمیت شرکتی در حال گذار

کشورهای اروپای مرکزی و شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق، دارای اقتصادهایی از این نوع حاکمیت شرکتی می باشند. اگر چه علاقه شدیدی در این کشورها برای فعال کردن بازارهای سرمایه وجود دارد، ولی چنین الگویی از حاکمیت شرکتی را بر اقتصاد خود تحمیل کرده اند. در این الگو بازارهای سرمایه ضعیف و غیر فعال می باشد و شرکتها از شکل دولتی به تدریج به شرکتهای دارای سهامداران جزیی تبدیل می شوند. در این کشورها نظامهای حقوقی به سوی نظامهای رقابتی در حال حرکت است، شکیلات مقابله با حاکمیت شرکتی ضعیف می باشد، سازوکارهای حمایت از سرمایه گذاری چندان قوی نیست، عدم انضباط مالی باعث شده تا دولت شرکتهای زیان ده را پشتیبان نکند و هم چنین سرمایه گذاران نهادی قوی وجود ندارد. اقتصادهای در حال گذار، مشکلات زیادی را در را در طی دوران تبدیل شرکتهای دولتی به خصوصی پشت سر گذاشته اند(رضایی، 2007).. شرکتهای خصوصی سازی شده، همان مشکلات دیوان سالاری قبل از واگذاری را دارند، چرا که کارکنان این شرکت ها تغییر  نکرده اند و فقط مالکیت تغییر کرده است. در کشورهایی نظیر جمهوری چک، روسیه و مجارستان، خصوصی سازی با هزینه های زیادی همراه بوده است.

4-6-2-2) الگوی نو ظهور

در ادبیات حاکمیت شرکتی، تاکنون به این الگو کمتر پرداخته شده است. بر خلاف الگوی سوم که تجربه ای از مشکلات الگوهای اول و دوم می باشد، الگوی چهارم که سعی دارد الگوی حاکمیت را از اقتصادهای موفق اقتباس کند، به نسبت موفق بوده است ویژگی های این الگو عبارت اند از: بازار سرمایه فعال، تبدیل موفق شرکتهای دولتی به خصوصی، وجود الگوهای مبتنی بر روابط و هم چنین الگوهای مبتنی بر بازار، وجود بازارهای نوظهور مدیریت، نظامهای حقوقی رسمی و کار کردی و وجود شرکت های خانوادگی وشرکت های عمومی. الگوی چهارم الگوی منحصر به فردی است که بین الگوهای اول و دوم قرار می گیرد. در این الگوی اقتصادی، گروههای تجاری حاکم هستند و خانواده هایی وجود دارند که میزان زیادی از کنترل و مالکیت را در اختیار دارند. همچنین سرمایه گذاریها در بین صنایع مختلف تقسیم شده است. خانواده هایی که به طور اجدادی دارای مالکیت بوده اند، اکنون خود را به صورت پیشتازان اقتصاد ملی مشاهده می نمایند(رضایی، 2007).. خانواده هایی که در یک نوع تجارت سرمایه گذاری کرده اند، با افزایش سود به سمت تنوع بخشی سرمایه گذاری خود رفته و بخش عمده ای از سهام را در اختیار گرفته اند. این گروههای تجاری، الگوی کنترل مدیریتی خود را از الگوی روابط اقتباس کرده اند اما بر خلاف آن و از طریق مشارکت در بازارهای سرمایه، الگوی مبتنی بر بازار را نیز تا حدودی مد نظر قرار داده اند.

7-2-2)مکانیزم حاكميت شركتی:

حاكميت شركتي مبتني بر مفاهيم “ پاسخگويي “ و “ مسئوليت پذيري “ است.  مشاركت كنندگان در حاكميت شركتي شامل هيات مديره ، كميته حسابرسي ، مديريت ارشد ، حسابرسان داخلي ، حسابرسان خارجي (مستقل) و ارگانهاي نظارتي ميباشند كه منافع سرمايه گذاران را ازطريق نظارت بر فرايند گزارشگري مالي ، وظيفه حسابرسي و ساختار كنترل داخلي و ريسك در مركز توجه خود قرار ميدهند .

نمودار (2-3): ارکان حاكميت شركتي

حاكميت شركتي برتعامل بين وظائف مشاركت كنندگان مختلف در حاكميت شركتي ، از جمله وظيفه مديريتي
(مديريت اجرايي) وظيفه نظارتي (هيات مديره و كميته حسابرسي) وظيفه حسابرسي (حسابرسان داخلي و حسابرسان خارجي) وظيفه كنترلي (كميسيون بورس اوراق بهادار ، مراجع تدوين استانداردها و مقررات گذارا) و وظيفه استفاده كنندگان (سرمايه گذاران اعتباردهندگان و ساير ذينفعان) تاكيد دارد.

حاكميت شركتي دربرگيرنده دو مكانيزم داخلي و خارجي بمنظور مديريت ، هدايت و كنترل فعاليتهاي شركت جهت خلق ارزش براي سهامداران است . هيات مديره ، كميته حسابرسي و حسابرسان داخلي ابزار و مثالهايي از مكانيزم داخلي محسوب مي شوند . همچنين حسابرسان خارجي (مستقل) ، مقررات گذاران ، مراجع تدوين استانداردها ، مشاركت كنندگان در بازار سرمايه اعم ازسرمايه گذاران، اعتباردهندگان و ساير استفاده كنندگان از گزارشهاي شركت ، ابزار ومثالهايي ازمكانيزم خارجي محسوب ميشوند. يك حاكميت شركتي خوب ارتباطات پاسخگويي بين مشاركت كنندگان اصلي اين فرايند را درتقويت عملكرد شركت بهبودمي بخشد. مكانيزم حاكميت شركتي مديريت اجرائي را در مقابل هيات مديره و هيات مديره را در مقابل سهامداران پاسخگو مي سازد.

مكانيزم حاكميت شركتي مي تواند نسبت به موارد زير اطمينان دهد:

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد عمل می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی باعث تغییر حسابرسان مستقل به حسابرسان  بزرگتر می شوند یا حسابرسان کوچکتر وارد بنگاه می گردند؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد):

 پایان نامه بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت pdf):

 پایان نامه بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه - تز - رشته حسابداری

لینک متن کامل پایان نامه رشته حسابداری با عنوان :  با فرمت ورد بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی 

Author: 95

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *