دانلود پایان نامه ارشد رشته حسابداری-بررسی حاکمیت شرکتی و تغییر حسابرسان


 thesis-download-2

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی 

قسمتی از متن پایان نامه :

دراین بخش به ساختارهای مالکیتی حاکمیت شرکتی که شامل سرمایه‌گذاران نهادی،سرمایه‌گذاران عمده،مالکیت هیات‌مدیره، مالکیت دولتی ومالکیت سهام شناور آزاد می باشد می پردازیم که هر کدام می‌توانند از مکانیزم های مهم در یک ساختار مطلوب حاکمیت شرکتی محسوب گردند وطبعا کیفیت بالای مکانیزم های حاکمیتی منجر به ایجاد ارتباط مطلوبتر و کاهش تعارضات بین بخش های مختلف می گردد.ولذا بررسی های بشتر در ارتباط با این ساختارها باعث شناخت ویا حداقل نزدیکترشدن به یک ساختار بهینه می گردد.

۱-۸-۲-۲) سرمایه‌گذاران نهادی

با توجه به اینکه سهام داران نقش اساسی در مکانیزم های حاکمیت شرکتی دارند(بلاک[۱]،۳۷۱،۲۰۰۶).لذا ترکیب مختلف آنها درشرکت‌ها می‌تواند اثرهای متفاوتی را بر عملکرد شرکت‌ها و همچنین نحوه انعکاس اطلاعات شرکت در بازار داشته باشند.سهامداران نهادی به حاکمیت شرکتی به صورت کاملا متفاوت از سهامداران حقیقی می نگرند زیرا موسسه ها ملاک های ارزشمند تری نسبت به اشخاص حقیقی داشته و انگیزه های لازم،برای توسعه،کنترل و نظارت بر سرمایه‌گذاری را با منظری کارشناسانه دارند،لذا باید نقش فعال تری را در حاکمیت شرکتی نسبت به سهامداران جزء ایفا نمایند. دسترسی بیشترشان به اطلاعات شرکت همواره با قدرت مشارکت شان در تصمیم‌گیری های حساس شرکت،باید آنها را قادر سازد تا به صورت فعال تر بر عملکرد شرکت نظارت نمایندو وقتی که احساس نمایند عملکردشرکت رو به افول است،تغییراتی را در هیات‌مدیره به وجودآورند.در عمل،دراوایل دهه۱۹۹۰سهامداران نهادی به طرز فزاینده ای بر بازار های آمریکا تسلط یافتند،آنها نقش فعالتری را در حاکمیت شرکتی نسبت به دوره های پیش به عهده گرفتند.اما درسایر بازارها همچنان که برخی از تحقیقات نشان دادند،حتی فعالترین سهامداران نهادی در مورد اجرای سازو کارهای حاکمیت شرکتی تلاش ننمودند( بانبریدج،۲۰۰۰،۲۵). سیاست های پاداش،این را برای مدیران فراهم می آورد که در پی اطلاعات خصوصی برای بهبود عملکرد خود باشند.جستجوی اطلاعات خصوصی به وسیله سرمایه‌گذاران نهادی،امری مهم تلقی می‌شود چرا که،مزایای بالقوه ای در مورد این امردر واحد تجاری وجود دارد، علاوه بر این،مدیران با شرکت‌های بامالکیت سهامداران نهادی،مجبورند جهت کسب رضایت مالکان اطلاعات بیشتری را افشاء نمایند( میترا[۲]،۱۳۸،۲۰۰۲ ).گزارشات حاکمیت شرکتی حاکی از این است که سهامداران نهادی،به علت درصد بالای مالکیت خود،توانایی اعمال کنترل بر اقدامات مدیران شرکت‌ها را دارند با وجود اینکه در گزارشهای چهار کمیته کلیدی (کادبری،گرین بری[۳]، هامپل،هیگز[۴])به نقش با اهمیت سهامداران نهادی در کنترل رفتار مدیران واحدهای تجاری تاکید شده است (مهرانی ودیگران ،۱۳۹۰،۸۱ ). سرمایه‌گذاران نهادی موسساتی هستند که به خرید و فروش حجم بالای از اوراق بهادار می پردازند،مطابق با ادبیات موجود، بانکها،شرکت‌های بیمه،و صندوق های بازنشستگی،شرکت‌های سرمایه‌گذاری و…جرء سرمایه‌گذاران نهادی قلمداد می شوند،سرمایه‌گذاران نهادی با استفاده ازحق رای،در تصمیم‌گیریها و ساختار هیات‌مدیره نفوذ کرده و لذا می‌توانند یکی از منابع نظارت بر عملکرد مدیریت شرکت باشند(نوروش،۶،۱۳۸۸).برکلی[۵]ودیگران(۱۹۸۸)،درتحقیقی دریافتند که سرمایه‌گذاران نهادی به احتمال بیشتری با طرح های پیشنهادی مدیران که به نظر می رسد به منافع مالکان صدمه می زند،مخالفت می نمایند.مک کنل[۶]و دیگران(۱۹۹۰) رابطه مثبت بین عملکرد شرکت و سطوح مالکیت نهادی و مالکان عمده بیرونی را مشاهده نمودند. باتالا[۷]ودیگران(۱۹۹۴)با بررسی تاثیر مالکیت نهادی بر مالکیت مدیران و نسبت بدهی دریافتند که مالکیت نهادی می‌تواند به صورت جایگزین مناسبی بر مالکیت مدیران و نسبت بدهی به عنوان سازوکارهای کنترل هزینه‌های نمایندگی عمل کند.بر مبنای فرضیه نظارت موثر،پوند[۸]( ۱۹۸۸ )عنوان می نماید که سرمایه‌گذاران نهادی،دارای منابع و تخصص بالایی هستندومی‌توانند با هزینه ای کمتر از میانگین،نسبت به سایر سرمایه‌گذاران خصوصی و ناآگاه تر،به نظارت بر مدیریت بپردازد.تئوری نمایندگی پیشنهاد می دهد که سهامداران بلوکی انگیزه وهمچنین قدرت دارند تا بر مدیریت نظارت کنند و اطمینان یابند که آنها شرکت را به صورت کارآ هدایت می کنند. اگر مدیریت بر خلاف منافع سهامداران عمل کند،آنها با اختیار رای خود می توانند ترکیب هیات مدیره را تغییر دهند. سرمایه گذاران نهادی نیز انگیزه و قدرت برای همسو کردن منافع مدیریت و سهامداران را دارند. به همین دلیل سهامداران نهادی یک نقش اصلی در نظارت شرکت بازی می کنند. سرمایه گذاران با سهام بلوک شده بزرگ ممکن است بر مدیران نظارت کنند آنها مدیران را از طریق نقش خود به عنوان اعضای هیئت مدیره (اگر قابل اجرا باشد) و یا فروش سهام خود که موجب کاهش قیمت سهام می شود و شرکت را در معرض مالکیت دیگران قرار می دهد کنترل می کند(دمستز[۹]،۳۸۲،۱۹۸۳).

۲-۸-۲-۲) سرمایه‌گذاران عمده

وجود سرمایه‌گذاران عمده هزینه نمایندگی را کاهش می‌دهد،چرا که با این وجود تمایل مدیران در جهت گام برداشتن در راستای منافع سهام داران افزایش می‌یابد و به تبع آن،تقلب در گزارشگری مالی به واسطه دستکاری سود حسابداری به نحو چشم گیری کاهش خواهد یافت.رویکنرگ[۱۰](۲۰۰۶)معتقد است که،موثر ترین روش برای کسب اطمینان از مدیریت مناسب با یک شرکت در بازار های نو ظهور ممکن است تمرکز مالکیت باشد،چرا که سهامداران عمده،که بر مدیریت شرکت با دقت نظارت می کنند،خودشان در خصوص نحوه اداره شرکت با مدیران مذاکره می نمایند،در فضائی که هنوز اجرای آیین نامه حاکمیت شرکتی در بسیاری از بازارهای نو ظهور به صورت داوطلبانه اجراء می‌شود.

۱-۲-۸-۲-۲) سرمایه‌گذاران عمده در نگاه نظام حاکمیت شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران

هرکشور با توجه به نوع فرهنگ،زمینه تاریخی،فضایی حقوقی و نهادهای حاکم بر آن دارای چارچوب خاصی برای حکمرانی می‌باشد.در کشور ما طی چند سال اخیر،کوشش های برای شناساندن ماهیت نظام حاکمیت شرکتی و اهمیت آن از بعد نظارت بر بنگاه های اقتصادی صورت پذیرفته است.در سازمان بورس اوراق بهادار در ایران،صرفا آیین نامه ای تحت عنوان “نظام راهبری شرکت”تهیه و ارائه شده است و لیکن از بعد قوانین و مقررات،فعالیت و اقدامات خاصی برای نهادینه کردن این مقوله در سطح شرکت‌ها و اعمال آن در بازار سرمایه صورت نگرفته است .طبق آیین نامه اصول راهبری شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار ایران که متن اطلاعیه نهایی اسفند ماه ۱۳۸۴پذیرفته شد،سهامدارعمده و سهامدار جزء به این گونه تعریف شده اند.

سهامدار عمده:سهامداری است که به طور مستقیم بتواند حداقل یک عضو هیات‌مدیره ویا بیش از یک عضو هیات‌مدیره را به طور مستقیم منصوب کرده و دارای بیشترین کنترل برهیات‌مدیره است.

سهامداران جزء:سهامداری است که بطور مستقیم نمی‌تواند یک عضو هیات‌مدیره را منصوب نماید و دارای کمترین قدرت نفوذ و کنترل بر شرکت و هیات‌مدیره است.

 

 

 

 

۳-۸-۲-۲) مالکیت هیات‌مدیره

طبق محاسبات کپلن[۱۱](۱۹۹۰)،سرمایه‌گذاران (شامل مدیران )سهام سهامداران عام را به طور متوسط ۴۰% بیش از ارزش بازار آن سهام خریده اند، البته،علت افزایش شدید بهای سهام این شرکت‌ها، اعلام تملک بوده است،بنابران اعتقاد کلی براین است که افزایش درصد مالکیت مدیران از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعات موجب کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران می‌شود.مالکیت مدیریت موجب ایجاد همسوئی بیشتر منافع مدیران و سهامداران شده ومشکل نمایندگی را بین طرفین کاهش می‌دهد(جنسن و همکاران[۱۲]،۳۳۶،۱۹۷۶).زمانی که در صد مالکیت مدیران بالاست،هرچند بیش نمای سود جاری منجر به دریافت پاداش بیشتر توسط مدیر می گردد،لیکن به دلیل معکوس شدن این ارائه بیش ازواقع درآینده،ارزش شرکت (و ثروت مدیر به عنوان سهامدار )در آینده کاهش خواهد یافت،مبنای این استدلال این است که انتظار می رود مدیران بادرصد مالکیت بالا،طی دوره بلند مدتی در شرکت باقی بمانند(لافوندودیگران[۱۳]،۱۲۸،۲۰۰۸).در نتیجه،باافزایش مالکیت مدیران،انگیزه و منافع آنها،با دیگر سهامداران همسوترشده وشدت مسئله نمایندگی کاهش خواهد یافت.لافورد ودیگران(۲۰۰۸) نشان دادند که واحد تجاری با مالکیت مدیریتی کمتر سود محافظه کارانه بیشتری گزارش می کنند که این موضوع با تقاضای سهامداران برای کاهش هزینه نمایندگی مطابقت دارد.

آنلین چن وهمکاران[۱۴](۲۰۰۵)در تحقیقات خود با تمرکز بر ساختار مالکیت مدیریتی دریافتند که وجود مدیران وروسای هیات‌مدیره در ترکیب مالکیت،بر عملکرد بازده سهام (PE/) اثر کاهنده دارد و این حالت در تضاد با تئوری نمایندگی است. تسی و گمز (۱۹۹۷)،خاطر نشان کردند که میزان مالکیت مدیران بر میزان تضاد و یا توافق بین مدیران و سهامداران تاثیر می گذارد.زمانی که مالکیت مدیریتی افزایش می‌یابد در این صورت مدیران دارای نفوذ بیشتریدرتصمیمات شرکت و نیز تصمیمات مرتبط بامنافع سهامداران می باشند.مک کانل و دیگران[۱۵] (۱۹۹۰)طی تحقیقی دریافتندکه باافزایش درصد مالکیت سهام اعضای هیات‌مدیره،کنترل ازسهامداران  خارجی (سهام شناور آزاد)به مدیران و مالکان مدیریتی سهام تغییر پیدا می کند و عملکرد شرکت تضعیف می گردد و این بخاطر افزایش هزینه‌های نمایندگی مدیریت است.با این حال جنسن (۱۹۹۳)بیان کردافزایش درصد مالکیت مدیران کمک می کند تا منافع سهامداران و مدیران یک جهت شود به طوری که وقتی در صد مالکیت سهام اعضای هیات‌مدیرهافزایش پیدا می کند عملکرد شرکت نیزاز طریق کاهش هزینه‌های نمایندگی افزایش پیدا می کند.مجتهدزاده(۱۳۸۹)،طی تحقیقی به این نتیجه رسید که بین مالکیت مدیریت و هزینه‌های نمایندگی،حسابرسی مستقل و حق الزحمه مدیران رابطه ای وجود ندارد.مطالعات مختلف نشان می دهد چنانچه مدیران، سهامداران شرکت خود نیز باشند، انگیزه آنها برای نظارت بیشتر می شود. زیرا هرچه سهم مالکیت بیشتر شود، برای افزایش ارزش شرکت بیشتر تلاش می کند. زمانی که مدیر مالک ۱۰۰%سهام شرکت است، هزینه های نمایندگی سهامداران صفر می شود ویک رابطه مثبت بین هزینه های نمایندگی سهامداران و جدایی مالکیت از کنترل به وجود می آید. اما وقتی درصد مالکیت مدیران به زیر ۱۰۰%می رسد سهم مالکیت سهامداران به طورنسبی بین آنها پخش می شود. در این شرایط مدیر بیشترین انگیزه برای از زیر کار شانه خالی کردن و یا مصرف عایدات اضافی را دارد(فریر[۱۶]،۲۴۱،۱۹۹۸).

[۱] black

[۲]Mitra

[۳]Greenbury

[۴] Higgs

[۵]Brickley

[۶] McConnell

[۷] Bathala & Rao

[۸] Pound

[۹]Demsets

[۱۰]Roy Kouwenberg

[۱۱]Kaplan

[۱۲]Jense&،Meckling

[۱۳]LaFond&،Roycnowhury،

[۱۴]Anlin Chen & Lanfeng Kao

[۱۵] McCnnell & servaes

[۱۶]Farrer

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد عمل می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی باعث تغییر حسابرسان مستقل به حسابرسان  بزرگتر می شوند یا حسابرسان کوچکتر وارد بنگاه می گردند؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد):

 پایان نامه بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت pdf):

 پایان نامه بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه - تز - رشته حسابداری

لینک متن کامل پایان نامه رشته حسابداری با عنوان :  با فرمت ورد بررسی تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *