منابع پایان نامه ارشد با موضوع آموزش و پرورش، نظام آموزشی، دانش آموز، دانش آموزان

عوامل از جمله توجه سرمایه‌گذاری همه جانبه در حوزه آموزش و پرورش به‌عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه جامعه، مطالعه و تحقیق مستمر برای بهبود روند کیفی و کمی آموزش، برخورداری ازوسایل کمک آموزشی و فناوری روز، شیوه‌های نوین تربیت معلم و روش‌های آموزشی و… جست‌وجو کرد. عامل موثر دیگری که نقشی انکارناپذیر بر کیفیت آموزشی دارد برخورداری کشورهای مذکور از نظام آموزشی غیرمتمرکز است، به نحوی که هریک از ایالت‌ها دارای وزارت آموزش و پرورش مجزا بوده و آن وزارت می‌تواند در محدوده ایالت خود از استقلا‌ل و قدرت تصمیم گیری لا‌زم برای اداره امور برخوردار باشد. همین موضوع سبب رقابتی سازنده بین ایالت‌های مختلف شده و در نهایت به مدد دیگرعوامل در مقایسه با کشورهای آمریکای جنوبی چهره مطلوب‌تری از نظام آموزشی را ترسیم می‌نماید. البته توضیح این نکته ضرورت دارد که برشمردن امتیازات فوق به منزله نامناسب‌ بودن وضعیت آموزش در کشورهای آمریکای جنوبی نیست، چراکه اصلا‌حات آموزشی انجام شده یکی دو دهه اخیر در برخی از کشورها تحولا‌ت فراوانی در ارتقاء سطح آموزش آن کشورها به وجود آورده است. مطالعه وبررسی هر کدام از آن موارد می‌تواند راه گشای کارشناسان و برنامه ریزان آموزشی گردد.
د. قاره‌ اروپا:
در میان قاره‌های جهان قاره اروپا را می‌توان به ‌عنوان جایگاهی قلمداد کرد که مجموعه‌ای از پیشرفته‌ترین و متنوع‌ ترین نظام‌های آموزشی را در خود جای داده است. دلا‌یل پیشرفت این نظام‌ها را می‌توان در عوامل ذیل جست و جو نمود:
۱) استقرار و اجتماع اکثر کشورهای توسعه یافته در این قاره‌
۲) قدمت فرهنگی و سوابق ممتد و طولا‌نی علمی و آموزشی در هر یک از کشورهای این قاره ‌
۳) وقوف بر اهمیت و نقش آموزش و پرورش در توسعه جامعه و سرمایه‌گذاری‌های لا‌زم در این ‌کشورها
۴) شناسایی و بهره‌برداری مفید کشورها از منابع، ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های موجود خود
۵) برنامه ریزی و آینده نگری ها ی لازم
۶) ساختار مناسب مدیریتی حاکم بر نظام آموزشی
۷) بهره گیری از مشارکت های مؤثر مردمی
۸) برخورداری و به کارگیری فناوری پیشرفته در چارچوب برنامه آموزشی
‌ لا‌زم به توضیح است میزان کارآیی نظام‌های آموزشی و برخورداری از عوامل فوق در کشورهای این قاره یکسان نبوده و می‌توان کشورهای مختلف را از این نظر به سطوحی مختلفی تقسیم‌بندی نمود. اما شاخص‌ترین نمونه‌ها را می‌توان در کشورهای آلمان، انگلیس، اسکاندیناوی و… مشاهده کرد. همان‌گونه که درابتدا ی این بحث مدنظر بوده وطرح مطالب فوق تنها به منظور جلب توجه پژوهش گران و علا‌قه‌مندان به این حوزه برای بررسی و مطالعه در زمینه شیوه‌های مختلف مدیریت و اداره آموزش وپرورش، نوآوری‌های آموزشی، پیوند آموزش با بازار کار و اشتغال، حضور موثرمردم و مشارکت‌های مردمی در آموزش است که در گام‌های بعدی می‌تواند حوزه مطالعاتی مناسبی را پیش‌روی علا‌قه‌مندان امر آموزش قراردهد.
پایین‌ترین سن ورود به مقطع آموزش ابتدایی سن ۴ سالگی است که در منطقه ی جبل الطارق دیده شده و در عین حال پایین‌ترین سن ورود به این مقطع در جهان می‌باشد و مسن‌ترین دانش‌آموزان شاغل به تحصیل در مقطع ابتدایی نیز در کشورهای لهستان و مقدونیه به‌ دلیل طولا‌نی‌بودن آن مقطع با۱۴سال سن مشاهده می‌شود. طولا‌نی‌ترین مقطع ابتدایی با ۸ سال طول مدت مقطع نیز در کشورهای آلبانی، مقدونیه و منطقه‌ی جبل‌الطارق به اجرا در می‌آید. کوتاه‌ترین طول مقطع نیز ۳ سال بوده که متعلق به کشور روسیه فدرال می‌باشد ودر عین حال این مدت زمان رکورد کوتاه‌ترین مقطع ابتدایی در جهان نیز به حساب می‌آید.
ه. قاره‌ اقیانوسیه:
مقطع آموزش پایه در برخی ازکشورهای این قاره(۲۰ درصد) تنها مقطع ابتدایی، را در برمی‌گیرد و در اکثر کشورها نیز(۶۵درصد) این مقطع شامل دو مقطع ابتدایی و مقدماتی متوسطه می‌شود( آقازاده، ۱۳۸۳).
چالش‌های اصلی نظام آموزشی در جهان و ایران:
تحولات سیاسی کشورهای مختلف جهان در سال های گذشته، بحران های اقتصادی و اجتماعی را به همراه داشته است. این بحران ها، کاهش منابع مالی برای نظام های آموزشی و محدودیت اشتغال دانش آموختگان را به وجود آورده است. بدین ترتیب، کارایی نظام های آموزشی مورد تردید قرار گرفته و بازنگری در ساختار و محتوای آن ها ضرورت یافته است. در سال های اخیر نظام های آموزشی بسیاری از کشورهای جهان و به ویژه کشورهای جهان سوم با مسائل زیر روبرو بوده اند:
الف) افزایش و تنوع تقاضا برای آموزش: افزایش و تنوع تقاضا برای آموزش، از میزان رشد جمعیت و توسعه علوم و فنون و تکنولوژی تأثیر می پذیرد. از جمله موارد تنوع تقاضا برای آموزش در سال های اخیر، آموزش های کاربری در سطح متوسطه و عالی است.
ب) بحران مالی و دشواری در تأمین هزینه ها: هزینه های آموزش همانند هزینه های خدمات اجتماعی دیگر تحت تأثیر تغییرات اقتصادی قرار دارد. رشد بودجه آموزش و پرورش با افزایش تقاضا برای آموزش در اغلب کشورها هماهنگ نیست. کاهش هزینه سرانه آموزشی در بسیاری از موارد موجب محدودیت درفرصت های یادگیری می شود و نابرابری فرصت های آموزشی را به جای می گذارد( میرهادی،۱۳۸۲).
نظام آموزشی ایران نیز همواره با چالش هایی روبرو بوده است به گونه ای بخصوص در سطوح آموزش‌های پایه و رسمی برخوردار از یک نظام سنجش ملی برای ارزیابی وضعیت آموزش و پرورش کشور نیست و کارایی و اثر بخشی فعالیت ها مورد اندازه گیری و سنجش و ارزیابی قرار نمی گیرد. نظام آموزشی ایران از یکپارچگی لازم برای سیاست گزاری، برنامه ریزی، هدایت و کنترل و ارزیابی در سطوح مختلف تحصیلی برخوردار نیست و مراجع سیاست گذار متعدد در وزارت خانه هایی هم چون آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات و فناوری، بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی، کار و امور اجتماعی و شوراهایی از قبیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش و ستاد هماهنگی آموزش های فنی و حرفه ای و شوراهای درون وزارت خانه ای وجود دارد که خود سبب گردیده تا یکپارچگی در نظام آموزشی فراهم نگردد. به دلیل عدم یکپارچگی در نظام آموزشی ایران تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد برای سطوح مختلف تحصیلی از سازوکارهای مشخص و روشنی تبعیت نمی کند و بعضاً در جذب و به کارگیری نیروی انسانی به دانش و مهارت حرفه ای معلمان توجه لازم صورت نمی گیرد. اهداف نظام آموزشی ایران از نظر اجرایی عملیاتی نشده است و غالباً در قالب مضامین کلی در اسناد رسمی منعکس شده است. مصادیق عملی و اجرایی اهداف مشخص نیست و دستیابی به آن نیز قابل ارزیابی و سنجش نیست. فارغ التحصیلان نظام آموزشی متناسب با اهداف، نیازها و مقتضیات زندگی اقتصادی، اجتماعی آینده تربیت نمی شوند. این امر خود به چارچوب برنامه های درسی بر می گردد که این برنامه ها با مقتضیات زندگی آینده طراحی نشده است. مهارت های اساسی زندگی، سلامت و مسائل اخلاقی و تربیتی برای زندگی با دیگران در چارچوب برنامه های درسی پیش بینی نشده است. نظام جذب و نگهداری و انگیزه سازی بین معلمان در آموزش و پرورش از کارایی لازم برخوردار نیست و خود موجب تبعیض هایی در نظام حقوق و دستمزد بین معلمان با سایر کارکنان دولت شده است. و به کاهش انگیزه شغلی معلمان منجر گردیده است. مدیریت منابع در آموزش و پرورش ایران کارا عمل نمی کند و بسیاری از منابع با صرفه های اقتصادی مورد استفاده قرار نمی گیرد و استفاده بهینه از منابع را مورد خدشه قرار داده است. به علاوه شیوه های تمرکز در تصمیم گیری ها، مدیریت ها را از پویایی لازم برخوردار نمی سازد. نظام آموزشی ایران تحت تأثیر روش های سنتی و غیر قابل انعطاف و تغییر، موجب گردیده است تا دانش آموزان فاقد روحیه خلاقیت، نوآوری، پرسش گری و جستجو گری باشند. و این خود سبب پایین بودن کیفیت فعالیت های آموزشی شده است. باورهای ارزشمند فرهنگی در دانش آموزان کاهش یافته و ناهنجاری های اجتماعی و بحران های ناشی از آن بیشتر گردیده است و به عبارت دیگر مدرسه نمی تواند نقش مؤثر خود را در کاهش بحران های اجتماعی ایفا کند و متناسب با نیاز های نوظهور اجتماعی و فرهنگی جوانان دانش آموز عمل کند.دانش آموزان در شیوه آموزش های سنتی از روش های تولید دانش و حل تناقضات و قدرت انتخاب گری محدودهستند. برنامه های درسی و روش های آموزشی متناسب با پیشرفت علوم و تکنولوژی از تغییر و انعطاف لازم برخوردار نیست و دانش آموزان را متناسب با نیازهای بازار کار و کارآفرینی تربیت نمی کند. توانایی های علمی و مهارت های حرفه ای معلمان و کارشناسان آموزشی در ایران پایین است. اطلاعات و دانش نظری و تجربی معلمان و کارشناسان به روز نمی شود و خود سبب می گردد تا بهره وری منابع انسانی در آموزش و پرورش پایین باشد. فرصت های آموزشی برابر در سطوح بالای تحصیلی ودر بین دختران و جمعیت روستایی و عشایری برقرار نیست. جایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه های سیاست گذاری، توسعه و اجرا و اثرات آن در آموزش و پرورش به خوبی تبیین نشده است و زیر ساخت‌های آن نیز تدارک دیده نشده است( محسنی نیا، ۱۳۸۵).
نارسائی‌های مقطع آموزش و پرورش ابتدایی ایران:
دفتر اطلاع رسانی و سنجش افکار(۱۳۸۷)، از جمله مهمترین مشکلات و نارسائی های مقطع آموزش ابتدایی را به صورت ذیل برشمرده است:
عدم کیفیت و انعطاف پذیری محتوی و متدهای آموزشی و نادیده انگاشتن خلاقیت، نظم، مسئولیت پذیری و انجام فعالیت های گروهی.
فقر اقتصادی و عدم تقبل هزینه های بالای آموزشی دانش آموزان توسط والدین و تأثیرات سوء آن بر آموزش فرزندان.
عدم تعهد والدین جهت گمارش کودکان رده های سنی ۶ تا ۱۰ سال به مدارس ابتدایی به واسطه ضعف قوانین آموزشی کشور.
عدم صراحت موضوعات آموزشی و عدم هماهنگی موضوعات مذکور با الگوی های پیشرفت کشور و در نتیجه فقدان هماهنگی میان آموزش و بازار کار.
ایجاد وقفه در کیفیت آموزش و روش ها و تجهیزات داخلی به واسطه اعمال تغییرات سریع جهانی در زمینه توسعه علمی.
حال در دنیای درحال تغییر امروز برنامه ریزی آموزشی نوعی ضرورت برای ملت هاست زیرا به جهت ترسیم نقشه ی راه برای آینده، به تشخیص زود هنگام و به هنگام مشکلات احتمالی پرداخته و هرز رفتن نظام آموزشی جلوگیری نموده و ذی نفعان را زودتر به سرمنزل مقصود می رساند.
۲-۱۴-۱) مفهوم برنامه ریزی آموزشی:
برنامه ریزی آموزشی در کل، عبارت است از تهیه و تبیین هدف های واضح و روشن بر مبنای سیاست‌های منبعث از فلسفه ی مورد نظر و طراحی راهبردهای کارآمد و اثربخش برای دسترسی به آن هدف‌ها در حوزه‌ی تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش است. برنامه ریزان آموزشی، گروهی صاحب نظر و کارشناس متخصص اند که بر مبنای فلسفه ی فکری

Author: admin2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *