ویژگیای شخصیتی مربوط به وابستگی به مواد

ویژگیای شخصیتی مربوط به وابستگی به مواد

بعضی از نظریه پردازان فکر می کنند که خیلی از آدما به دلیل داشتن شخصیت اعتیاد گرا و خصوصیات روانی- شخصیتی، بیشتر در خطر وابستگی به مواد قرار دارن. اشخاصی که بیشتر در خطر هستن، بیشتر نارسائیای روانی و شخصیتی عدیده ای رو نشون میدن که شایدً دارای یه شالوده زیست شناختیه و اثر غیر مستقیم بر ایجاد خطر میذاره.

در این رابطه کلونینجر، مطرح کرد که عامل سه نظام جداگونه ژنتیکی، عصبی و زیست شناختی در CNS (سیستمای فعال سازی رفتاری، جلوگیری رفتاری و نگهداری رفتاری)، زمینه الگوهای منحصر به فرد جواب رفتاری به تجربه نو، پاداش و تنبیهه. این الگوهای جواب، موجب اختلاف شخصیت بهنجار و به همون اندازه، ایجاد مشکل شخصیتی و رفتاری، مثل الکلیسم و بقیه مصرفای مواد می شه (برگرفته از کاویانی، ۱۳۸۲).

هم اینکه، فعال سازی رفتاری یعنی فراخوانی رفتار در جواب به پدیده های نو و نشونه های پاداش یا خلاص شدن از تنبیه.

بعضی از نظریه پردازان فکر می کنند که خیلی از آدما به دلیل داشتن شخصیت اعتیادگرا[۲] و خصوصیات روانی- شخصیتی، بیشتر در خطر وابستگی به مواد قرار دارن.در این رابطه کلونینجر، مطرح کرد که تحمل سه نظام جداگونه ژنتیکی، عصبی و زیست‌شناختی در CNS(سیستم‌های فعال سازی رفتاری، جلوگیری رفتاری و نگهداری رفتاری )، زمینه الگوهای منحصربه‌فرد جواب رفتاری به تجربه نو، پاداش و تنبیهه. این الگوهای جواب، موجب اختلاف شخصیت بهنجار و به همون اندازه، ایجاد مشکل شخصیت و رفتاری، مثل الکیسم وسایر سوءمصرف مواد می‌شه (برگرفته از کاویانی، ۱۳۸۲ ).

هم اینکه، فعال سازی رفتاری عبارتست از فراخوانی رفتار در جواب به پدیده‌های نو و نشونه‌های پاداش یا خلاص شدن از تنبیه. بر این پایه افراد در اینجور فعالیت‌های رفتاری که «نوجویی »نامیده می‌شه، با هم متفاوت هستن جلوگیری رفتاری در جواب به نشونه‌های تنبیه یا از دست دادن پاداش ۵۰ می‌شه. پس، ادما از دید توانایی بازاری رفتاری، که «آسیب پرهیزی» نامیده می‌شه، با یکدیگر فرق دارن رفتاری که در گذشته تقویت دریافت کرده ، حتی در شرایطی که در تقویت ادامه نداشته باشه، هم تکرار می‌شه افراد در اندازه این موندگاری رفتاری که پس از قطع تقویت هست و «پاداش وابستگی» نامیده می‌شه، هم با هم فرق دارن (کلونینجر، ۱۹۹۱).

هم اینکه کلونینجر(۱۹۸۷) بر شخصیت به عنوان عامل با استعداد کننده اعتیاد تمرکز داره. طبق نظریه سه بعدی ، سه بعد اساسی چون نوجویی ، دوری از آسیب و وابستگی به تقویت و آسیب‌پذیری نسبت به اعتیاد دخالت مستقیم داره (برگرفته از کاویانی، ۱۳۸۲).

به‌طورکلی، در رویکردهای جدید شخصیتی واسه وابستگی به مواد، سه مرحله در مراحل اعتیاد هست:

۱- مصرف ماده به جهت لذت‌بردن مورد به کار گیری قرار می‌گیرد.

۲- عادت کردن به مقدار مصرف ابتدایی و افزایش توان اون به جهت کسب دوباره لذت یا احساسات مثبت و خوب.

۳- مصرف مواد جهت جلوگیری از بروز علائم ترکه تا لذت‌بردن (مصرف می‌کنن تا نمیرند).

در بعضی از منابع روان‌شناسی، واسه وابستگی به مواد سه مرحله نام برده شده :

۱) شروع مصرف که به دلایل گوناگونه مثل سائقی واسه جستجو تجارب جدید یا کنجکاوی ، تشویق دوستان و چیزای دیگه ای به جز اینا که در اون با لذت‌های ماده آشنا می‌شن.

۲) شک و دودلی مصرف کننده باعث می‌شه که به ادامه مصرف شک کنه و عاقبت بقیه معتادان و مصرف‌کنندگان براش تداعی شه.

۳) در این مرحله بعضیا از معتادان از وضعیتی که در اون قرار گرفته‌ان، ناراحت می‌شن و شروع به ترک می‌کنن اما ترک اعتیاد دوباره خود پس از اولین ترک ممکنه اتفاق بیفته، در اثر مشکلیه که فرد در مقابل اون احساس ناتوانی می‌کنه و دوبارهً به ماده مخدر پناه می‌بیاره و اعتیاد دوباره شروع می‌شه.

اکثریت معتادان یا آدمایی هستن که دارای مشکلات شخصیتی هستن،و در اثر تماس و رابطه با بقیه معتادان به اعتیاد کشیده می‌شن. بیشتر معتادان آدمایی هستن که از نظر عاطفی، کودکانه، نابالغ، بداخلاق و مهاجم هستن و واسه آرامش فشارها و مشکلات روانی خود از مواد به کار گیری می‌کنن. یعنی، پیروان این دیدگاه افراد وابسته به مواد رو آدمایی با مشکلات شخصیتی معرفی می‌کنن که هم موجب تمایل به مواد و مصرف اون می‌شه و هم راه حل مشکلات خود رو در به کار گیری مواد جستجو می‌کنن. اما، در دیدگاه‌های جدید (دولیکو[۳]، ۱۹۹۷) شخصیت خاص واسه مصرف‌کننده قائل نیستن و بعضیا هم در رابطه هستن که شخصیت خاص، دلیل وابستگی نیس بلکه معلول اینه.

آرامش

در تئوری دیگری چون نظریه اسپری ، میلنر و اولدز اعتیاد رو یه مریضی ارگانیک یا جسمی معرفی می‌کنن یعنی با یه بار مصرف مواد افیونی اثر خیلی زیادی بر سیستم عصبی می‌گذارد که ساختارهای گیرنده‌ها وناقلای مغزی رو واسه همیشه تغییر داده و سندرم وابستگی به مواد شکل میگیره.

به هر حال، توجه به یه تابلو بالینی مشترک واسه همه مصرف‌کنندگان با همه زمینه‌های فرهنگی ، اجتماعی ، ارثی و چیزای دیگه ای به جز اینا مهمه.

هم اینکه، یه درمان مشترک دارویی و یه درمان خاص روان‌پزشکی رو با در نظر گرفتن مشکلات روان تنی اعتیاد باید در نظر گرفت. کلا، بعضی افراد خصوصیات ذاتی منحصربه‌فردی دارن که ممکنه اثر زیادی روی تمایل اون‌ها نسبت به مصرف مواد افیونی و غیر افیونی داشته باشه مثل افسردگی یا نیاز به محرک‌های قوی در اضطراب.

مشکلات روان‌پزشکی که با وابسته مواد در رابطه هستن ، عبارتند از :

– مشکلات خلقی (مثل مانیا و افسردگی ).

– مشکلات سایکوز (مثل اسکیزوفرنی).

-مشکلات اضطرابی (به ویژه مشکل پانیک، فوبی اجتماعی و PTSD[4] یا مشکل استرس پس از حادثه.)

– مشکلات شبه جسمی (به ویژه مشکل درد و جسمی سازی).

– مشکل شخصیت (به ویژه شخصیت ضد اجتماعی و مرزی ).

– مشکل کارکرد جنسی (مثل انزال زودرس ).

– مشکل خواب .

– مشکلات کودکی و نوجوونی (مثل ADHD[5] یا مشکل مشکل توجه -بیش فعالی که اگه در کودکی درمان نشه و تا بزرگسالی ادامه یابد بیشتر در برابر وابستگی مواد هستن) (مک کان[۶]، ۱۹۹۷).

کودکی-نام-تصویر

کلا مشکلات روان‌پزشکی و حتی مشکلات جسمی تقدم بر وابستگی به مواد دارن. یعنی دختران به دلیل مشکلات روانی -جسمی خود و واسه مقابله و شکست دادن اون‌ها اقدام به مصرف مواد به عنوان خوددرمانی می‌کنه. هم اینکه با مصرف مواد زمینه واسه شکل‌گیری مشکلات روانی -جسمی آماده می‌شه و واقعا پدیدآیی اون‌ها بر اثر اعتیاد (ثانویه) است و می‌تونه پدیدآورنده مشکلات روان‌پزشکی چون اضطراب، افسردگی، مشکلات جنسی و خواب شه.

«لو» معتادان رو به دو گروه طبقه بندی می‌کنه، و عقیده داره که در این دو گروه مریضی‌های روانی (نوروز و سایکوز یا جامعه ستیزی)، رو در اون‌ها بدون هیچ‌گونه ابهامی می‌توان دید ، اما نمی‌توان گفت زمینه مشکلات روانی قبل از به کار گیری مواد در اون‌ها وجود نداشته و اگه به مصرف مواد اقدام نمی‌کردن، مشکلات روانی بروز نمی‌کردن ؛و یا اینکه در گروه دوم معتادانی هستن که اون‌ها رو معتادان فرهنگی اجتماعی می‌نامند. این افراد معمولاً صلح خوبی با جامعه دارن عموماً بدون هر گونه علائم مریضی‌های روانی می‌باشن (برگرفته از مک کان، ۱۹۹۷).

تئوری‌های روان‌پزشکی و روان پویشی هر انحراف و کج رفتاری (اعتیاد) رو به وجود اومده توسط تجربه اولین زمان کودکی و الگوهای رابطه خانوادگی می‌دانند اینجور رفتارهایی بیشترً برخاسته از داخل و روان فرده و از نظر روانی و طبی، مریض به حساب می‌روند .فرهنگ و واقعیات اجتماعی نقش چندانی در این پروسه ندارن و تنها زمینه‌های هستن واسه بروز رفتار انحرافی و محرومیت فرد از نیازای اصلی و ابتدایی، چون نیاز به امنیت روانی و عاطفی زمان کودکی،  اون رو به ساختن و تشکیل شخصیت خاص هدایت می‌کنن.

خانواده

تجارب روزایکودکی مثل تضادها و پریشونی‌های روانی و عاطفی، بیشترً ساختار شخصیت فرد رو تعیین می‌کنن و حتماً الگوی رفتار اون رو واسه دوره‌های بعد طرح‌ریزی می‌کنه. اندازه بالای خصوصیات خاص شخصیتی، مثل ناامنی، لرزش روانی، احساس لایق نبودن، ناتوانی در بیان احساسات و احساسات، خشونت و نظایر اون‌ها از ویژگی‌های افراد معتاد می‌باشه.

خانواده

یافته های تحقیقات جور واجور نشون می‌بده که ۳۰ تا ۶۰% بیماران گرفتار به سوءمصرف و وابستگی به مواد دارای ملاک‌های تشخیص مشکل شخصیت ضد اجتماعی هستن یعنی، در صد بالای ا ز این افراد دارای یه الگوی رفتار ضد اجتماعی هم هستن ؛ خواه این الگو قبل از شروع مصرف مواد وجود داشته باشه و خواه درزمان مصرف مواد ظاهر شده باشه.

آدمایی که تشخیص وابستگی به مواد به همراه مشکل شخصیت ضد اجتماعی دارن، آسیب روانی بیشتری داره و تکانشی تر، منزوی تر و دپرس‌تر از مریضایی هستن که فقط تشخیص مشکل شخصیت ضد اجتماعی رو گرفتن (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۰).

مشکلات و ضعف‌های شخصیتی معتادان رو می‌توان به مواردی چون غیر اجتماعی بودن و تمایل به گوشه‌گیری و تنهایی (تنهایی عاطفی)، عملکردهای آنی، چند برابر شدن اثرات خارجی بر کنترل رفتار، برون فکنی ، القاء خشونت، طغیان، واپس گرایی، شکست در همانندسازی و الگوبرداری، نبود پذیرش از طرف دوستان، احساس پستی، هیجان طلبی و ناتوانی در کنترل تکانها، بی‌حوصلگی، تحریک‌پذیری، مضطرب بودن، حساسیت بیشتر از حد، اعتمادبه‌نفس و عزت نفس پایین، احساسات ناپخته و کودکانه، احساس ناتوانی و عجز و بی‌لیاقتی، احساس ناتوانی در کسب موفقیت، احساس ناامیدی، بدبینی نسبت به آینده، بی‌توجهی و بی‌توجهی والدین و احساس ناخودآگاه کینه نسبت به والدین (یه یا هر دو)اشاره کرد .

به‌طورکلی، نوع شخصیت و مشکلات شخصیتی یکی از عوامل مهم  وابستگی به مواده. بیشتر مشکلات شخصیتی، چون گوشه‌گیری و منزوی بودن می‌تونن  زمینه‌ساز تمایل و مصرف مواد باشه. کسائی که از نظر اجتماعی منزوی و خجالتی هستن و در ایجاد رابطه با بقیه دچار مشکل می‌باشن، واسه برطرف کردن احساس ضعف، احساس ناامنی و تنهایی و کسب آرامش و اعتماد به نفس ممکنه به اعتیاد روی بیارن .

آرامش

ویژگی‌های رفتاری خاصی، چون کمبود اعتمادبه‌نفس و عزت نفس، پریشونی‌های داخلی، عصبانیت، مسئولیت پذیر نبودن، قدرت موافقت پایین و مورد توجه و علاقه بقیه نبودن موجب می‌شه شخص احساس بی‌کفایتی و پستی کنه و این علائم به همراه مشکلات اجتماعی و خانوادگی افراد رو نسبت به این مشکل ضعیف تر می‌کنه و به طرف مصرف مواد و وابستگی به اون می‌کشوند.

یکی از اصول درمان اعتیاد، توانایی شخص معتاد واسه آزمایش خود با دیدی درست و اختصاصیه تا بتونه صفات شخصتی خود رو که به شکل استثنایی مثبت یا منفی هستن، بشناسه و دریابد که کدوم یکی از صفات با اعتیاد ایشون مربوطه. این نکته مهمه که شخصیت ً امر تغییرناپذیری نیس و شخصیت هر فرد آنگونه س که اون رفتار می‌کنه. تغییر رفتار منتهی به تغییر شخصیت می‌شه و واسه بررسی داخلی باید تغییر خارجی درست کرد و با در نظر گرفتن موضوع مهم مطرح شده، رفتاردرمانی جزء مهمی از روان‌درمانی شخص معتاد حساب می‌شه.

کلا، مشکلات و ضعفای شخصیتی به تنهایی عامل اساسی وابستگی به مواد نمی باشن؛ شخصیت تنها عامل تعیین‌کننده اعتیاد نیس بلکه این جور موارد مطرح شده می‌تونن ایجاد کننده تمایل و مصرف مواد در نظر گرفته شن.

[۱] Cloningers Neure psyonarmacolodical theery

[۲] Addictive Personality

[۳] Doleeco

[۴] Post traumatic stress disorser

[۵] Attention deficit-Hyperactivity Disorder

[۶] Mc Cann