پایان نامه رابطه بين تركيب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

 thesis-download-2

عنوان کامل پایان نامه :

 رابطه بين تركيب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

1-2) تشریح و بیان موضوع

محقق بر این عقیده است که تصور وجود اطلاعات كامل در اقتصاد ناممكن می باشد. اين مسئله از خصوصيات بازار غير متمركز مي‏باشد. در دهه 1970 میلادی سه دانشمند به نام های مایکل اسپنس[1] ، جورج آکرلوف[2]  و جوزف استیلیتز[3]  در زمینه اقتصاد اطلاعات، نظریه ای را پایه گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد (پولادي، 1378). عدم تقارن اطلاعاتی به وضعیتی اطلاق می‏شود که در آن یکی از طرفین مبادله اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار داشته باشد. این امر به علل مختلف از جمله وجود معاملات و اطلاعات محرمانه به وقوع می پیوند. نبود عدم تقارن اطلاعاتی میان معامله گران بازار سرمایه به عنوان یک سازوکار مهم در کاهش هزینه سرمایه و افزایش کارآیی بازار به شمار می‏آید (میلگرام و گلوستن[4] ، 1985).

در این میان یکی از مباحثی که موضوع عدم تقارن اطلاعاتی را تحت الشعاع خود قرار می دهد، ساختار مالکیت شرکتها می باشد. تركيب و ساختار سهامداران در كشورهاي مختلف متفاوت مي باشد. در برخي از كشورها همانند فرانسه، واحدهاي تجاري كوچك و متوسطِ داراي مالكيت خانوادگي زياد هستند. در كشورهايي مثل آلمان، بانك ها اكثريت سهام شركت هاي بزرگ را در اختيار دارند. در برخي كشورها همانند ايران مالكيت دولتي بخش عمده اي را تشكيل مي‌دهند و در كشورهايي مثل آمريكا و انگليس گسترده‏ترين سطح مالكيت عمومي ديده مي شود (نوروش و کردلر، 1384). تمرکز مالکیت عبارت است از چگونگی توزیع سهام بین سهامداران شرکت های مختلف. هر چه تعداد سهامداران کمتر باشد، مالکیت متمرکزتر خواهد بود. محققین مطالعات متعددی را در ارتباط با اثرات احتمالی مالکیت متمرکز بر عدم تقارن اطلاعاتی انجام داده اند. نتایج برخی از این مطالعات به رابطه منفی میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی اشاره داشته و بیان می کنند که مالکیت متمرکز در نظارت بر عملکرد موسسات موثرتر از سهامداران حقیقی پراکنده هستند (ژو و وانگ[5] ، 1999). با این حال مطالعات انجام شده در آمریکا و چند کشور توسعه یافته دیگر به نتایج متضادی دست یافته اند. در این راستا از آنجایی که مالکین بلوکی سهام دسترسی بالقوه به اطلاعات درونی شرکت دارند می‏توانند با استفاده از این اطلاعات از طریق معامله با افراد کم اطلاع سود کسب نمایند. (میلگرام و گلوستن، 1985). همچنین زماني كه تمركز مالكيت به حدي افزايش يابد كه يك مالك، كنترل مؤثر يك شركت را داشته باشد، ماهيت مشكل نمايندگي از تضاد منافع بين مديران و سهامداران به تضاد منافع ميان سهامداران اكثريت و اقليت تغيير پيدا مي يابد. مطالعات صورت گرفته توسط دمستز[6] ، 1968؛ هامیلتون[7] ، 1978؛ هفلین و شاو[8] ، 2000 و روبین[9] ، 2007 به رابطه مثبت میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی اذعان کرده اند. تحقيق هفلين و شاو (2000) بيانگر وجود يك رانت اطلاعاتي براي سهامداران بزرگ مي باشد. طبعاً چنين سهامداراني با توجه به تواني كه در دريافت اطلاعات نهاني دارند، پيش از بازار مي توانند نسبت به خبرهاي بد يا خوب واكنش نشان دهند. يافته هاي آن ها بيانگر يك رابطه مثبت بين تمرکز مالكيت و معيارهاي مختلفي از عدم تقارن اطلاعاتي است.

انتظار می رود در بازارهای نوظهور نیز رابطه مستقیمی میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی برقرار باشد. در این ارتباط، با توجه به اين كه در بازارهاي نوظهور اطلاعات نهاني معمولاً قبل از افشاي عمومي به بازار درز مي كند، اين احتمال وجود دارد كه گروهي از معامله گران كه ارتباط نزديكي با افراد درون سازماني دارند، اطلاعات بيشتري نسبت به ساير افراد برون سازماني داشته باشند (بی یان و همکارانش[10] ، 2012). بنابراين مزاياي اطلاعاتي ساختارهاي مالكيتي متمركز الزاماً محدود به افراد درون سازماني نمي باشد. در این بازارها، زمانی که شرکت ها از ساختار مالکیت متمرکزی برخوردار می باشند تضاد میان کنترل شرکت و ادعا بر سر جریان‏های نقدی تشدید پیدا می کند. بطوری که عموماً مالکین عمده قادر می‏باشند با کنترل سهامداران دیگر، از منابع شرکت به نفع خود و به هزینه سهامداران اقلیت بهره‏برداری نمایند (کلاسنس و همکاران[11] ، 2002). پس انتظار می رود این شرکت ها و سهامداران عمده آن ها در راستای پنهان كردن رفتارهای فرصت طلبانه خود، اطلاعات کمتری افشا نمایند که این امر به نوبه خود می تواند منجر به تشدید پدیده عدم تقارن میان سهامداران متمرکز و دیگر سهامداران برون سازمانی شود (چن و همکاران، 2008). با توجه به مطالب فوق، اصلی ترین سوالی که مطالعه حاضر با آن روبرو می باشد به شرح زیر خواهد بود:

آيا در بازار سرمایه ایران افزايش ميزان تمركز مالكيت موجب تشديد عدم تقارن اطلاعاتي ميان سرمايه گذاران مي شود؟

از سوي ديگر، مالكان و سهامداران براي كاستن از عدم تقارن اطلاعاتي سعي مي‏كنند با تدوين و استقرار ساختارهاي مناسب حاكميتي به كنترل رفتارهاي مديران و نظارت بر آن‏ها بپردازند (آلن[12] ، 2005). بنابر تعريف، حاكميت شرکتی شامل تركيبات حقوقي، فرهنگي و نهادي مي‏شود كه سمت و سوي حركت و عملكرد شركت ها را تعيين مي كنند. عناصري كه در اين صحنه حضور دارند به دو گروه داخلی و خارجی قابل تقسیم بوده و عبارتند از: سهامداران و ساختار مالكيت، اعضاي هيئت مديره و تركيب آن‏ها، مديريت شركت، سهام شناور آزاد و ساير ذينفعاني كه امكان اثرگذاري بر حركت شركت را دارند (سلمن، 1384). ساختارهاي نظارتي مؤثر با ايجاد توازن اطلاعاتي به جلوگيري از ايجاد تضاد منافع بين مديران و سهامداران كمك مي كنند. به عبارتي اين ساختارها به مديريت انگيزه‏هاي لازم را براي اقدامات مكفي جهت افزايش ارزش شركت ارائه مي دهند. ما انتظار داریم که هر یک از سازوکارهای داخلی و خارجی حاکمیت شرکتی رابطه میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی را تحت تأثیر خود قرار داده و اثر کاهنده ای بر عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت داشته باشد. بنابراین دومین سوال اساسی که در این تحقیق مطرح می باشد به صورت زیر قابل بیان است:

آيا هر یک از مكانسيم هاي داخلي و خارجی نظام حاكميت شركتي اثر كاهنده بر عدم تقارن اطلاعاتي ناشي از تمركز مالكيت دارند ؟

اين موارد باعث گرديده است که اطلاعات حسابداري، که مبناي اطلاع رساني براي سرمايه گذاران است جانبدارانه تهيه گردد و در نتيجه باعث مي شود که سيستم ارسال اطلاعات مختل گردد. به علاوه اين مسأله باعث مي-شود که باورهاي سرمايه گذاران بر مبناي درستي استوار نگردد و قيمت سهام شرکت که عموماً براساس اين باورها شکل مي گيرد به درستي تعيين نگردد.

از آنجایی که مالکیت نهادی بزرگترین گروه از سهامداران را تشکیل می دهند، نقش آنها در نظارت بر مدیران و تاثیر بر عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتها، از اهمیت بالایی برخوردار بوده و انتظار می رود حضور این مالکان در ترکیب سهامدارن بر عدم تقارن اطلاعاتی موثر باشد. در ضمن این سوال پیش می آید که آیا مالکیت نهادی انگیزه یکسانی برای نظارت فعالانه بر مدیریت دارند و آیا تاثیر آنها بر عدم تقارن اطلاعاتی مشابه است؟ مطالعات پیشین نشان داده اند که سرمایه گذاران نهادی مشابه با هم نیستند و انگیزه های یکسانی برای نظارت فعالانه بر مدیریت ندارند. از این رو تاثیر آنها نیز بر عدم تقارن اطلاعاتی متفاوت است. مشابه با مطالعات انجام شده در دهه جاری، در این تحقیق نیز با تقسیم نمودن مالکیت نهادی به دو گروه سهامداران نهادی فعال و سهامداران نهادی منفعل، ارتباط مختلف مالکیت نهادی موجود در ساختار شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار تهران و عدم تقارن اطلاعاتی آنها مورد بررسی قرار می گیرد.

سهامداران نهادی در دهه های اخیر به یکی از مهمترین اجزای بازار سرمایه در بیشتر کشورهای جهان تبدیل شده اند، بطوریکه حجم بزرگی از سرمایه گذاریهای انجام شده را این نهادها صورت داده اند. در حقیقت، سرمایه گذاران نهادی منابعی برای نفوذ و نظارت بر شرکت و مدیران دارند و یکی از روشهای حل مشکل نمایندگی این است که از طریق مالکیت نهادی، رابطه ی بین مدیران شرکت و ذی نفعان به هم نزدیک شود (نوروش و ابراهيمي كردلر، 1384) .

پژوهش علمي در واقع با تلاش براي پاسخ دادن به يک سوال آغاز مي شود. هرگاه بر اساس اطلاعات جمع آوري شده به اين نتيجه برسيم که رويدادي اتفاق افتاده است که علت آن بر ما روشن نيست، نخستين گام يافتن دليل وقوع آن است. اين نکته، مسئله يا سوال پژوهش ما مي باشد. ممکن است اطلاعاتي که در اختيار داريم براي جواب دادن به مسئله کافي نباشد، يا شايد دانش ما به اندازه لازم نظام يافته نباشد تا بتوانيم آن را به سوال مزبور مربوط کنيم.

بنابراين اولين گام در هر پژوهش علمي، تشخيص مسئله و بيان آن است. سوالات اساسی اين تحقيق عبارت است ازاینکه:

با توجه به مباحث مربوطه در این پژوهش به دنبال پاسخ به سوالات زیر هستیم.

1) بين سطح ترکیب سهامداران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی شركت چه رابطه اي وجود دارد؟

2) بين سطح ترکیب سهامداران حقیقی و عدم تقارن اطلاعاتی شركت چه رابطه اي وجود دارد؟

3) بين سطح ترکیب سهامداران مديريتي و عدم تقارن اطلاعاتی شركت چه رابطه اي وجود دارد؟

4) بين سطح تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی شركت چه رابطه اي وجود دارد؟

[1]  -Michael Spence (1970)

[2]  -George Akerlof (1970)

[3] – Joseph Stiylitz (1970)

[4] – Milgrom & Glosten (1985)

[5] – Xu & Wang (1999)

[6]  -Demsetz (1968)

[7] – Hamilton (1978)

[8] – Heflin and Shaw (2000)

[9] – Rubin (2007)

[10] – Byun et al (2012)

[11] – Claessens et al (2002)

[12] – Allen (2005)

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف تحقيق:

هدف اصلی از این مطالعه بررسی رابطه میان ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی و شناسايي میزان تأثیر هر یک از عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نظام حاکمیت شرکت ها بر رابطه میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. در این راستا تلاش خواهد شد ضمن تبیین تأثیرپذیری عدم تقارن اطلاعاتی از میزان تمرکز مالکیت، چگونگی تأثیر اندازه و اهرم مالی به عنوان سازوکار های نظام حاکمیت شرکتی بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت مورد آزمون واقع شود. همچنین در این مطالعه تلاش خواهد شد راهکارهایی برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت با توجه به شناسایی نوع و میزان تأثیر هر یک از عوامل یاد شده ارائه شود. بنابراین اهداف خاص این مطالعه را می توان به صورت زیر بیان نمود:

بررسی چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از تركيب سهامداران نهادي.

بررسی چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از تركيب سهامداران حقيقي.

بررسی چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از تركيب سهامداران مديريتي.

بررسی چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از تمرکز مالکیت شرکت ها.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد):

پایان نامه رابطه بين تركيب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت pdf):

پایان نامه رابطه بين تركيب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه - تز - رشته حسابداری

لینک متن کامل پایان نامه رشته حسابداری با عنوان : رابطه بين تركيب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار با فرمت ورد

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *