طرحواره های ناسازگار

دانلود پایان نامه

اقدام کننده به خودکشی در مقابل صدمه و بیماری است.
در تحقیقی که به منظور”مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران افسرده اقدام به خودکشی با بیماران افسرده غیر اقدام کننده به خودکشی و جمعیت غیر بالینی” توسط معصومه احمدیان(۱۳۸۷) انجام گرفته نتایج زیر بدست آمده است:
الف) دو گروه بالینی، در تمامی طرحواره های ناسازگار اولیه با گروه غیر بالینی تفاوت داشتند. ب) دو گروه بالینی فقط در سه طرحواره محرومیت هیجانی، وابستگی/ بی کفایتی و آسیب پذیری به ضرر و بیماری با یکدیگر تفاوت معناداری داشتند و این تفاوت ها مستقل از شدت افسردگی بیماران بود. نتایج این تحقیق تأیید کننده نظریه شناختی و نشان دهنده اهمیت انجام مداخلات درمانی بر سه طرحواره محرومیت هیجانی، وابستگی/ بیکفایتی و آسیب پذیری بیماران افسرده اقدامکننده به خودکشی در مقابل صدمه و بیماری است.
الهه حقیقت منش در سال ۱۳۸۷ در تحقیق تحت عنوان “طرحواره های ناسازگار اولیه و ابعاد طرحواره تجاوزگران جنسی” که بر روی ۳۴ نفر از تجاوز گران جنسی زندان مرکزی مشهد با گروه عادی انجام شد، نشان داد که میانگین نمرات طرحواره های ناسازگار اولیه و ابعاد طرحواره گروه تجاوزگران جنسی به طور معنی داری از میانگین نمرات افراد عادی در این مؤلفه ها بیشتر بود. پررنگ تر بودن طرحواره های ناسازگار اولیه به ویژه در دو حوزه بریدگی/ طرد و خودگرانی/عملکرد مختل می تواند در گرایش افراد به سوی ارتکاب رفتارهای تجاوزگرانه جنسی نقش داشته باشد. همچنین این پژوهش نشان می دهد که تجاوزگران جنسی در مقایسه با افراد بهنجار دارای طرحواره های ناسازگار اولیه و ابعاد طرحواره پر رنگ تری هستند. پر رنگ ترین طرحواره ها، طرحواره های آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیماری، اطاعت، نقص/شرم، وابستگی/ بی کفایتی و استحقاق/ بزرگ منشی بودند. بطور کلی این بررسی نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه را می توان یکی از عوامل مهم زمینه ساز ارتکاب جرایم جنسی به شمار آورد. این ساختارهای شناختی بنیادین ضمن آن که در ایجاد نارسایی های گوناگون مربوط به صمیمیت، همدلی با قربانی و تئوری ذهن مؤثر هستند، می توانند در شکل دهی یک حمله جنسی چشم گیری داشته باشند.
در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و میزان صمیمیت زوجین پرسنل فولاد مبارکه اصفهان” که توسط عابدی و همکاران در سال ۱۳۸۷ انجام گرفته نتایج زیر بدست آمده است:
الف) بین طرحواره های ناسازگار اولیه و صمیمیت رابطه وجود دارد.
ب)ابعاد صمیمیت بین زنان و مردان رابطه منفی و معناداری وجود دارد یعنی هر چه طرحواره ها ناسازگارتر می شوند صمیمیت کاهش می یابد. همچنین یافته ها حکایت از آن دارد که حوزه محدودیت های مختل مهم ترین پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی می باشند و به غیر از بعد صمیمت جنسی برای سایر ابعاد صمیمیت زناشویی پیش بینی کننده معتبری است. طرحواره های مربوط به محدودیت های مختل که شامل استحقاق/ بزرگ منشی و خویشتن داری/ خود انظباطی ناکافی می باشند بیشترین نقش را در عدم صمیمیت زناشویی ایفا می کنند.
مهرانگیز محمدنژاد(۱۳۸۹) در تحقیقی نیمه تجربی با عنوان “اثر بخشی رویکرد طرحواره درمانی بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان افسرده شهر مرو دشت” انجام شد. در این تحقیق که ۲۰ نفر از زنان افسرده که به روش تصادفی انتخاب شده بودند و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه افسردگی بک و طرحواره یانگ(فرم کوتاه) استفاده گردید. تحلیل نتایج با استفاده از آزمون T نشان داد که اجرای طرحواره درمانی به شیوه گروهی در کاهش افسردگی
زنان به طور معناداری مؤثر بوده است. همچنین تأثیر رویکرد طرحواره محور به شیوه گروهی بر کاهش طرحواره های ناسازگار اولیه در تمام موارد مورد تأیید قرار گرفت. به عبارت دیگر طرحواره درمانی به شیوه گروهی در کاهش طرحواره های ناسازگار حوزه بریدگی و طرد، دیگر جهت مندی، گوش به زنگی بیش از حد، به طور معناداری مؤثر بود.
در پژوهشی با هدف “بررسی اثر بخشی گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره در کاهش علایم افسردگی دانشجویان” که توسط مریم سلمانی لطف آبادی(۱۳۸۹) انجام شده، ۲۶ نفر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی که از افسردگی رنج می برند به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد که گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره در مقایسه با گروه کنترل، بطور معنی داری باعث کاهش نمره کلی در پرسشنامه طرحواره های یانگ شده است. در مورد هریک از طرحواره ها بطور جداگانه نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که جز در طرحواره انزوای اجتماعی/ بیگانگی و طرحواره گرفتاری/ خود تحول نیافته، درمان بر کاهش نمرات سایر طرحواره که بطور معنی داری مؤثر بوده است. همچنین نتایج حاصل از آزمون آماری T نیز تفاوت معنی داری را در کاهش نمرات افسردگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل پس از درمان نشان داد.
نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد که طرحواره های محرومیت هیجانی، معیارهای سرسختانه و استحقاق نیز می تواند ۶۵% واریانس افسردگی را با استفاده از آزمون بک تبیین کنند.
جهانگیری(۱۳۸۹)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی ومقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد افسرده اساسی و غیر افسرده شهر تبریز انجام دادند که یافته ها نشان داد افراد افسر
ده در مقایسه با افراد غیر افسرده سالم در حوزه های بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، دیگر جهت مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری به طور معنی داری نمرات بیشتری کسب کردند. همچنین تحلیل واریانس چند متغیره ارتباط تمامی حوزه های ناسازگار اولیه را با افسردگی نشان داد. پژوهش حاضر نشان داد که حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند افسردگی را پیش بینی کنند. بر اساس نتایج این پژوهش: طرحواره های ناسازگار حوزه های بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، دیگر جهت مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری نقش مهمی در شناخت و پیش بینی تفاوت های بین افراد افسرده و غیر افسرده بازی می کنند.
حسینی(۱۳۹۰)، تحقیقی با عنوان مقایسه طرح واره های ناسازگار اولیه بین بیماران افسرده و وسواس
انجام داد که در نهایت به این نتایج رسید:
بین تر کیب خطی طرح واره های دو گروه افسرده و دارای وسواس تفاوت معنادار وجود داشت.
طرح واره های آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری و خویشتن داری /خودانظباطی ناکافی در دو گروه تفاوت معنادار نداشت.
طرح واره های معیارهای سرسختانه و استحقاق به طور معناداری در گروه افسرده کمتر از گروه دارای وسواس بود. میانگین بقیه طرح واره ها به طور معناداری در گروه افسرده بیشتر از گروه دارای وسواس بود.
حوزه های طرح واره بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل و دیگر جهت مندی به طور معناداری در گروه افسرده بیشتر از گروه دارای وسواس بود.
دو حوزه محدودیت های مختل و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری به طور معناداری درگروه دارای وسواس بیشتر از گروه افسرده بود.
طرح واره های شرطی به طور معناداری در گروه افسرده بیشتر از گروه دارای وسواس بود.
طرح واره های غیرشرطی در دو گروه تفاوت معنادار نداشت.

پژوهش های خارجی
کازیونا۱۳۰(۲۰۰۴) در مطالعه ی رابطه ی بین طرح واره ها و اضطراب، علایم اضطرابی را به صورت معناداری پیش بینی کردند. اینان در کار خود به صورت نظری طرح واره های ناسازگار اولیه را به سه دسته تقسیم می کند. گروه اول: طرح واره هایی که در تعریف خود عامل اضطراب را دارند. گروه دوم: آنها که مرتبط با فقدان انسجام خود هستند وگروه سوم طرح واره هایی که با خلأها و بحران های ارتباطی مشخص می شوند.
دیلاتر۱۳۱(۲۰۰۴)در مطالعه ی خود، طرح واره ی بخصوصی را مرتبط با عامل اضطراب نمی داند، بلکه به یک سطح بالاتر فعال شدگی طرح واره های ناسازگار در مقایسه با طرح واره ها در افراد سالم دست یافته است. اینان در بررسی طرح واره های مراجعان مضطرب در مقایسه با افراد سالم به این نتیجه رسیدند که در کل طرح واره های ناسازگار اولیه در افراد مضطرب فعالتر است.
رنیک و سیمونز۱۳۲(۲۰۰۵) در بررسی آسیب پذیری نوجوانان به افسردگی به این یافته رسیدند که طرح واره های ناسازگار اولیه همراه با مهارتهای اجتماعی پایین عوامل مهمی در افزایش میزان آسیب پذیری نوجوانان به افسردگی است. اینان در بررسی طیفی از عوامل مرتبط با افسردگی مانند تجارب آسیب زای اولیه، الگوهای تعاملی والد ـ کودک، عوامل زیستی و رخدادهای زندگی به ایننتیجه دست یافتند که این عوامل با شکست در گسترش طرح واره های کارآمد و مهارتها اجتماعی با افسردگی مرتبط می شود.
نوردال۱۳۳، هلت۱۳۴، و هوگام۱۳۵(۲۰۰۵) نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که شدت طرحواره های ناسازگار اولیه در مبتلایان به اختلال شخصیت و افراد بدون تشخیص اختلالات شخصیت تفاوت معناداری وجود دارد. آنها همچنین کسب نمرات بیشتر در پرسشنامه طرحواره یانگ را با درجات بیشتر آسیب شناسی روانی مرتبط دانسته اند(نقل از نوعی و همکاران،۱۳۸۹).
استفان تیلر۱۳۶(۲۰۰۵) در تحقیقی به بررسی تأثیر خاطرات اولیه کودکی بر طرحواره های ناسازگار و سلامت روانی پرداخته است. یافته ها در این مقاله با بررسی موضوعات نظری بک(۱۹۹۶)، اپسین(۱۹۷۸) و یانگ(۱۹۹۹) نشان می دهد که طرحواره های ناسازگار که به صورت شناخت های ناهشیار عمیق عمل
میکنند، از لحاظ درونی با سلامت روانی ارتباط دارند.هدف، کشف طرحواره های خاص ناسازگاری است خاص ناسازگاری است که ظاهراً به صورت ناآگاهانه عمل می کنند و نیز بررسی رابطه آنها با بد عملکردی روانی افراد. نتیجه بدست آمده نشان می دهد، طرحواره های ناسازگار با سلامت روانی در ارتباطند. بخصوص رابطه طرحواره های مرکزی که در حوزه طرد و بریدگی قرار دارند و به صورت ناهشیار عمل می کنند، بطور مهمی با حوزه وسیعی از مشکلات روانی در ارتباط است.
کالویت و همکاران۱۳۷ (۲۰۰۵) در مطالعه ی خود بین علائم اختلالات عاطفی(افسردگی، اضطراب و خشم) و طرحوارهای ناسازگار اولیه به رابطه ی معناداری دست یافتند. در مطالعه ی اینان ??? دانش آموز پرسشنامه هایی از جمله پرسشنامه ی افسردگی بک (BDI-II)، پرسشنامه اضطراب صفت ـ حالت (STAIT) و پرسشنامه ی بازنگری شده افکار خودکار(ATQ-R) را پر کردند. در بررسی نتایج این محققان علاوه بر تأیید عوامل پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه به رابطه ی بالینی این طرح واره ها و نشانه های اختلال عاطفی و افسردگی و اضطراب تأکید کردند.
در پژوهشی که توسط استویا و واترز۱۳۸(۲۰۰۵)، با هدف بررسی میزان تأثیر خلق در پاسخ به پرسشنامه طرحواره یانگ فرم کوتاه انجام شد، یک نمونه ۵۰ نفری از افراد غیر بالینی در سه
موقعیت مختلف به فرم کوتاه پرسشنامه طرح واره یانگ پاسخ دادند؛ در خلق خنثی، و در ادامه در موقعیت های القای خلق شاد و غمگین، نتایج ۳۰ شرکت کننده که بطور کامل در سه بخش شرکت کردند نشان داد که نمرات محرومیت هیجانی و نقص، پس از القای خلق غمگین افزایش یافت و در مقابل نمرات استحقاق پس از القای خلق شاد افزایش یافت.
در یک بررسی طولی که توسط جاناتان ایوانز۱۳۹، جان هرون۱۴۰، گلین لویس۱۴۱، و ریکاردو آرایا۱۴۲ در سال (۲۰۰۵)با عنوان طرحواره خود منفی و شروع افسردگی در زنان انجام گرفته، مشخص شده که حفظ یک طرحواره خود منفی یک عامل خطر غیر وابسته برای شروع افسردگی در زنان به شمار می رود.
پینتوگویا و همکاران(۲۰۰۶) در پژوهش خود به منظور بررسی طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به هراس اجتماعی گزارش کردند که بین طرحواره های ناسازگار اولیه در سطوح بالاتر آسیب شناسی روانی ارتباط قوی وجود دارد. در پژوهش آنها، نمرات هر دو گروه بالینی(هراس اجتماعی و دیگر اختلالات اضطرابی) در همه طرحواره های پرسشنامه یانگ به طور معناداری بیشتر از گروه غیر بالینی
(جمعیت عمومی) بود.
دونیک۱۴۳(۲۰۰۷)، در بررسی طرح واره های شناختی ناسازگار با عنوان حد واسط بین تمامیت خواهی۱۴۴ ناراحتی و ناراحتی روان شناختی که بر دانشجویان (۳۳=N) انجام داد به این نتیجه رسید که طرح واره های غیر انطباقی اولیه مانند ترس از طرد شدن ، نقص / شرم، وابستگی / بی کفایتی و خویشتن داری ناکافی، حد واسط بین افسردگی و تمامیت خواهی ایجاد شده در فرد از طرف جامعه هستند. ارتباط بین این تمامیت خواهی و اضطراب خطی نبود، طرح واره هایی مانند ترس از طرد شدن، ترس از شکست در پیشرفت، حد واسطی در ارتباط بین تمامیت خواهی تجویز شد، اجتماعی و اضطراب بودند. به علاوه، طرح واره آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیماری به طور غیرمستقیم از طریق ترس از طرد شدن تأثیر گذار بود.
اویی و بارانوف۱۴۵(۲۰۰۷)، در پژوهشی خود که “بررسی نتایج اندازه گیری و روان سنجی پرسشنامه طرح واره یانگ” بود بیان کردند که این پرسشنامه، طرح واره مشخصی برای افسردگی پیش بینی می کند، برای مثال، طرح واره های شرم / نقص، خویشتن داری ناکافی، شکست در پیشرفت و انزوای اجتماعی.
لی (۲۰۰۷) در تحقیقاتش بر روی نمونه ای از دانشجویان (۲۳۳N=) به

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *