طرح واره های ناسازگار

دانلود پایان نامه

دلیل نقص در محیط اولیه بوجود می آید.
معمولاً در محیط زندگی چنین کودکی، ثبات، درک شدن یا عشق وجود ندارد. نوع دوم تجارب اولیه زندگی که طرح واره ها را به وجود می آورد، آسیب دیدن و قربانی شدن۳۲ هستند. در چنین وضعیتی، کودک آسیب می بیند و طرحواره هایی مثل : بی اعتمادی/ بدرفتاری، نقص/ شرم یا آسیب پذیری نسبت به ضرر در ذهن او شکل می گیرد. در نوع سوم تجارب، مشکل در تجربه کردن زیادی چیزهای خوب توسط کودک می باشد، والدین برای رفاه کودک هرکاری انجام می دهند، در حالیکه تأمین رفاه در حد متعادل برای رشد سالم کودک لازم است. در اثر این گونه تجارب در ذهن کودکان طرح واره هایی نظیر وابستگی / بی کفایتی یا استحقاق / بزرگ منشی به وجود می آید. در این حالت والدین به ندرت با کودک جدی برخورد می کنند و کودک لوس بار می آید و در نتیجه نیازهای هیجانی کودک به خودگردانی یا محدودیت های واقع بینانه ارضاء نمی شود. یا اینکه والدین بیش از حد درگیر زندگی کودک می شوند و یا بدون هیچ محدودیتی، آزادی عمل زیادی به کودک می دهند. نوع چهارم تجارب زندگی که منجر به شکل گیری طرح واره ها می شود، درون سازی انتخابی۳۳ یا همانندسازی با افراد مهم زندگی۳۴ است. کودک به طور انتخابی با افکار، احساسات، تجارب و رفتارهای والدین خود را همانند سازی کرده و آن ها را درون سازی می کند(مثلاً یادگیری افکار، احساسات و رفتارهای بزرگسالان بدرفتار و به کار بردن آن ها در شرایط گوناگون زندگی)(خسروی، سیف،عالی،۱۳۸۷).
۲-۵- ذهنیت های طرح واره ای:
تجارب بالینی نشان داده است که کودکان به طور انتخابی با جنبه های خاصی از افراد زندگی همانندسازی کرده و آن ها را درون سازی می کند. برخی از این همانندسازی ها و درون سازی ها به
طرح واره ها و بعضی به سبک های مقابله ای یا ذهنیت تبدیل می شوند. یکی از مؤلفه های نظری طرح واره ها، مفهوم ذهنیت های طرح واره ای۳۵ است. بک مفهوم از ذهنیت را بسط و گسترش داده است. ذهنیت، شبکه یکپارچه ای از مؤلفه های شناختی، عاطفی، هیجانی و رفتاری است. یک ذهنیت ممکن است بسیاری از طرحواره های شناختی را در برگیرد. این ذهنیت ها، افراد را به سمت واکنش های افراطی سوق می دهند و آن ها در دستیابی به اهداف خاصی جهت دهی می کنند. ذهنیت ها مانند طرحواره ها عمدتاً خودکار هستند و احتیاج به فعال سازی دارند. فعال سازی یک ذهنیت خاص، حاصل میراث ژنتیکی فرد و باورهای فرهنگی و اجتماعی اوست. بک معتقد است ذهنیت ممکن است لزوماً به هنگام برانگیختگی طرح واره ها، فعال شود. حتی زمانی که مؤلفه های شناختی طرح واره برانگیخته می شود، ممکن است هیچکدام مؤلفه انگیزشی یا رفتاری را مشاهده نکنیم(یانگ،کلوسکو و ویشار؛ ترجمه حمیدپورو اندوز،۱۳۸۹).
خلق و خوی هیجانی و طرح واره های ناسازگار:
هر کودکی از زمان تولد، شخصیت یا خلق و خوی منحصر به فرد و متمایزی دارد، برخی از کودکان
تحریک پذیرند، برخی خجالتی و برخی پرخاشگر.
پژوهش های زیادی نشان داده است که عوامل زیستی در شکل گیری و تحول شخصیت از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. کاگان و همکارانش پژوهش های زیادی درباره صفات خلق و خویی نوزادان انجام دادن و به این نتیجه رسیدن که بیشتر این صفات، حتی با گذشت زمان ثابت می ماند. در زیر به برخی از خلق و خوی هیجانی اشاره می شود که به نظر ما اکثر آن ها مادرزادی هستند و نسبتاً غیرقابل تغییر، مگر از طریق روان درمانی.

پایداری۳۶ بی ثبات۳۷
خوش بین ۳۸افسرده خو۳۹
خونسرد۴۰ مضطرب۴۱
حواس پرت۴۲ وسواسی۴۳
پرخاشگر۴۴ منفعل۴۵
بازیگوش ۴۶تحریک پذیر۴۷
اجتماعی۴۸ خجالتی۴۹
خلق و خوی هر انسانی، ترکیب منحصر به فردی از این ابعاد است. خلق و خوی هیجانی کودک در تعامل با وقایع دردناک دوران کودکی منجر به شکل گیری طرح واره ها می شود. خلق و خوهای متفاوت، کودکان را در معرض شرایط گوناگونی قرار می دهد. محیط اولیه فوق العاده محبت آمیز یک خانواده ممکن است بتواند حتی یک کودک خجالتی را به کودکی دوست داشتنی و مهربان تبدیل کند و برعکس اگر محیط اولیه طرد کننده باشد، حتی یک کودک اجتماعی ممکن است منزوی شود. همچنین خلق و خوی هیجانی افراطی می تواند بر محیط پیرامون چیره شود و بدون هیچگونه توجیه آشکاری در تاریخچه زندگی بیمار منجر به آسیب روانی گردد (یانگ،کلوسکو و ویشار؛ ترجمه حمیدپورو اندوز،۱۳۸۹).

۲-۶- حوزه های طرح واره و طرح واره های ناسازگار اولیه:
طرح واره های ناسازگار اولیه مطابق با پنج نیاز تحولی به پنج حیطه وسیع تقسیم می شوند و فرض ما این است که اگر این پنج نیاز تحولی در کودک از سوی والدین ارضاء نشود، طرح واره های گفته شده در کودکان به وجود نمی آید. این پنج نیاز تحولی عبارتند از: نیاز به پیوند و پذیرش، خودگرایی و عملکرد مختل، محدودیت های واقع بینانه، خود جهت مندی، بیان خویشتن و خود انگیختگی(ذوالفقاری، فاتحی زاده، عابدی، ۱۳۸۷).
حوزه های طرح واره: هجده طرح واره بر طبق پنج نیاز هیجانی ارضاء نشده تقسیم می شوند که حوزه های طرحواره۵۰ نامیده می شوند.
پنج حوز? طرحواره و طرحواره های مربوط به هریک از حوزه ها عبارتند از:
حوز? اول: بریدگی و طرد۵۱
این حوزه مربوط به ارضاء نشدن نیاز به امنیت و برقراری ارتباط رضایت بخش با دیگران است. انتظار اینکه نیازهای شخصی برای امنیت، ثبات، محبت، همدلی، احساسات مشترک، پذیرش و احترام به شیوه قابل پیش
بینی ارضاء نخواهد شد. بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارند، نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. خانواده های اصلی آن ها معمولاً بی ثبات(رهاشدگی/
بی ثباتی)، بدرفتار(بی اعتمادی/ بدرفتاری)، سرد و بی عاطفه (محرومیت هیجانی)، طرد کننده (نقص/ شرم) یا منزوی (انزوای اجتماعی / بیگانگی) هستند.
بیمارانی که طرح واره رهاشدگی / بی ثباتی ۵۲ دارند، معتقدند روابطشان با افراد مهم زندگی ثباتی ندارد و این افراد در کنار آنان نمی مانند. این افراد از نظر هیجانی، بی ثبات، غیرقابل پیش بینی و اعتماد ناپذیرند و انتظار دارند هر لحظه افراد مهم زندگیشان آن ها را رها کند و یا بمیرد.
بیمارانی که طرح واره بی اعتماد / بدرفتاری۵۳ دارند، اعتقاد دارند که دیگران با کوچک ترین فرصت از آنان سوء استفاده می کنند و به آنان آسیب می زنند.

بیماران طرح واره محرومیت هیجان۵۴، انتظار دارند دیگران به اندازه کافی به نیازهای عاطفیشان پاسخ
ندهند. محرومیت در سه طبقه تقسیم بندی شده است که عبارتند از:
محرومیت از محبت ۵۵(فقدان عاطفه یا توجه).
محرومیت از همدلی۵۶ (به حرف دل فرد گوش ندادن و درک نشدن).
محرومیت از حمایت۵۷ (رها نشدن از سوی دیگران).
بیمارانی که طرح واره نقص / شرم۵۸ دارند، احساس می کنند افرادی ناقص، بد، حقیر و بی ارزش هستند و بدون شک از طرف دیگران طرد می شوند. این طرح واره معمولاً با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است. این نقص ها ممکن است شخصی(مثل خودخواهی، تکانه های پرخاشگری) یا عمومی (مثل ظاهر غیرجذاب، نابرازندگی اجتماعی) باشند.
بیمارانی که طرح واره انزوای اجتماعی / بیگانگی۵۹ دارند، احساس می کنند با دیگران متفاوتند و وصله ناجور اجتماع هستند. این بیماران خود را متفاوت و نامتناسب از اجتماع می دانند و معمولاً به هیچ گروه یا جامعه ای احساس تعلق خاطر ندارند.
حوز? دوم: خودگردانی و عملکرد مختل۶۰
در این حوزه انتظارات فرد از خودش و محیط را در مورد امکان جدا شدن، مستقل شدن، بقا و عملکرد موفقیت آمیز دربرمی گیرد. افراط و تفریط در حمایت از کودک منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی می شود. والدین این گروه از بیماران اغلب به اعتماد به نفس کودک خود لطمه می زنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند. در نتیجه این بیماران نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان بدست بیاورند و نمی توانند زندگیشان را بدون دریافت کمک های بی شائبه دیگران اداره کنند. نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی درنظر بگیرند و در مهارت های مورد نیاز تبحر پیدا کنند لذا از نظر کارایی و کفایت در دوران بزرگسالی، مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند.
خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل. این توانایی در مقایسه با افراد هم سن و سال سنجیده می شود. خانواده های اصلی آن ها معمولاً وابستگی / بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خود تحول نیافته/ گرفتار، شکست هستند.
بیمارانی که طرح واره وابستگی/ بی کفایتی۶۱ دارند، این بیماران احساس می کنند بدون کمک جدی دیگران نمی توانند از عهده مسولیت های روزمره شان برآیند(مثل حل مشکلات روزانه، تصمیم گیری صحیح) این طرحواره اغلب خودش را به شکل منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان می دهد.
بیمارانی که طرح واره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری دارند، ترس افراطی از وقوع فاجعه ای نزدیک دارند و شدیدا می ترسند نتوانند با آن مقابله کنند. معمولاً این افراد از چنین فجایعی می ترسند:
حوادث پزشکی(مانند بروز حملات قلبی،ابتلا به بیماری ایدز).
وقایع هیجانی(مانند دیوانه شدن، از دست دادن کنترل).
حوادث محیطی(مانند وقوع تصادف،جنایت،بلایای طبیعی).
بیمارانی که طرح واره خود تحول یافته / گرفتار۶۲ دارند، اغلب در خصوص ارتباطشان با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگیشان(اغلب والدین)، بیش از حد اشتغال ذهنی دارند و به همین دلیل، فردیت و رشد اجتماعی بیماران به آن ها وابسته است. غالباً فردی که دچار طرح واره گرفتاری است بدون حمایت دیگری قادر به ادامه زندگی نیست و نمی تواند شاد زندگی کند. بیمارانی که طرح واره شکست دارند، معتقدند بدون شکست در دستیابی به حد معمول پیشرفت شکست خواهند خورد ودر مقایسه با همسن و سالانشان، بسیار بی کفایت اند. افرادی که این طرح واره را دارند اغلب خودشان را کم هوش، بی استعداد یا ناموفق می دانند.
حوز? سوم: محدودیت های مختل۶۳
طرح واره های این حوزه نمایانگر نقص در مسولیت ها و محدودیت های فردی برای خود از قبیل
مسولیت پذیری نسبت به دیگران یا جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی می باشد. بیماران این طرح واره ها اغلب، خودخواه، لوس، بی مسولیت یا خودشیفته به نظر می رسند، و معمولا ًدر خانواده های خیلی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند. این طرح واره منجر به مشکلات روابط با رعایت حقوق دیگران و همکاران با دیگران، تعهد یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شود.
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل و خویشتن داری به انداز? کافی رشد نکرده است. آن ها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران، همکاری کردن، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند. خانواده های اصلی آن ها معمولاً استحقاق/ بزرگ منشی، خویشتن داری/ خودانظباطی ناکافی هستن
د.
بیمارانی که استحقاق/ بزرگ منشی۶۴ دارند خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قایلند. این بیماران، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است، موظف نمی دانند. این بیماران اغلب بیش از حد پرتوقع و سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند.
بیمارانی که خویشتن داری/ خودانظباطی ناکافی۶۵ دارند، نمی توانند برای دستیابی به اهدافشان، خویشن داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند. از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند. در شکل های خفیف تر این طرح واره، بیمارن بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید می کنند، به عنوان مثال سعی می کنند در روابط بین فردی، تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسئولیت های بیشتر طفره می روند.
حوز? چهارم: دیگر جهت مندی۶۶
نمایانگر تمرکز بیش از حد فرد بر تمایلات و احساسات دیگران و در مقابل نادیده گرفتن نیازهای خود به منظور دریافت عشق و پذیرش، تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی جویی صورت می گیرد.
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند. آن ها کارها را برای دستیابی به تأیید، تداوم رابط? هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام می دهند. خانواده های اصلی آن ها معمولاً اطاعت، ایثار، پذیرش جویی/ جلب توجّه هستند.
بیمارانی که طرح واره اطاعت۶۷ دارند، کنترل خود را به دست دیگران می سپارند و در برابر آن ها تسلیم می شوند، زیرا احساس می کنند که مجبورند این کار را انجام دهند.کارکرد طرح واره اطاعت معمولاً اجتناب از خشم، انتقام یا رهاشدگی است(خسروی و همکاران،۱۳۷۸).
بیمارانی که طرح واره ایثار۶۸ دارند، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی شخصی ارضاء می کنند. آن ها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران، دوری از گناه، دست یابی به احساس ارزشمندی و تداوم رابطه هیجانی با افراد نیازمند انجام می دهند.

بیمارانی که طرح واره پذیرش جویی/ جلب توجّه۶۹ دارند، دست یابی به تأیید یا توجه به دیگران را سرلوحه زندگی خود قرار می دهند، احساس ارزش مندی آن ها بیشتر به واکنش دیگران بستگی دارد تا به واکنش های خودشان(یانگ،کلوسکو و ویشار؛ ترجمه حمیدپورو اندوز،۱۳۸۹).
حوز?پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری۷۰
افرادی که طرح واره های مربوط به این حیطه را دارند بیش

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *