منابع پایان نامه ارشد با موضوع دانش آموز، دانش آموزان، کارایی درونی، آموزش و پرورش

آمده است که پرکارترین آنها مربوط به دسته‌بندی به عمل آمده توسط یونسکو(۲۰۰۰) است. این دسته‌بندی، نشانگرهای آموزشی را به شش گروه: دسترسی به آموزش، مشارکت در آموزش، کارآیی داخلی، نشانگرهای منابع انسانی، نشانگرهای وضعیت سواد و نشانگرهای منابع مالی آموزش، طبقه‌بندی می‌کند. با تفکیکی که نشانگرهای یاد شده در حوزه‌های جنسیت، منطقه جغرافیایی و نوع آموزش پیدا می‌کند، مجموع نشانگرهای استاندارد در یک نظام در حدود ۳۹ نشانگر است. همان طور که در خلال متن توضیح داده شد، اعلامیـه داکار اهداف مهمی از جمـله افزایش و گستـرش مراقبت و آموزش جامع در اوان کودکی، افزایش پوشـش تحصیلی، رسیـدن به آمـوزش کیـفی، پایان دادن به نـابرابری‌های جنسیـتی در آمـوزش، یادگـیری متنـاسـب با مهـارت‌های زنـدگی و ریشـه‌کنی بیسـوادی را در چهـار گروه هـدف (قبـل از دبستـان، آمـوزش پایه ابتدایی، راهنمایی، بزرگسالان و کودکان خارج از مدرسه) مورد تأکید قرار داده است.
با گذشت ۱۰ سال از اجرای برنامه «آموزش برای همه»، به هدف آخر برنامه یادشده که همان کیفیت آموزش است، نزدیک می‌شویم. ویژگی اصلی برنامه «آموزش برای همه»، با شرایط خاص آموزشی که در ایران از ابتدای سال ۲۰۰۰ به وجود آمده تا حدودی با کاهش شیب رشد دانش‌آموزی مواجه بوده است. یعنی فرصت طبیعی که روندهای جمعیتی دانش‌آموزی در اختیار قرار می‌دهد. بنابراین، آن‌طور که در برخی از نشانگرهای آموزشی دیده می‌شود، بیان‌کننده کم مایه بودن جامعه هدف به‌ویژه در حوزه ارتقای نشانگر باسوادی و بالابردن پوشش تحصیلی در آموزش پایه و…، است. بدیهی است، برآیند همه این ویژگی‌ها در نتیجه سیاستگذاری‌های ویژه، استفاده از ابزارهای خاص، تشریک مساعی و بالابردن همکاری‌های بخشی و بین‌بخشی است که به نظر می‌رسد، ضرورت بازنگری در سند ملی آموزش برای همه در زمینه سیاستگذاری‌ها را می‌طلبد. و از طریق بررسی شاخص های آن به شناخت علل و عوامل ضعف کارایی نظام آموزشی کشورمان در بعضی شاخص ها نائل آییم(مجید سلیمانی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۲۶) مروری بر تحقیقات انجام گرفته
۲-۲۶-۱) پژوهش‌های داخلی:
مطالعات مربوط به کارایی درونی در کشور ایران نشان می دهد که همواره آموزش و پرورش مقطع ابتدایی و راهنمایی و متوسطه با افت و خیزهایی در زمینه ی نرخ ارتقاء، نرخ ماندگاری، افت تحصیلی، نسبت دانش آموز به معلم و… همراه بوده است به گونه ای که عزیززاده و همکاران(۱۳۷۹) در تحقیقی تحت عنوان بررسی تحولات کارایی درونی نظام آموزش و پرورش عمومی کشورطی یک دوره هشت ساله از سال تحصیلی(۷۱-۷۰) تا( ۷۸-۷۷) نتایجی را به دست آورده اند، نسبت اتلاف مقطع ابتدایی در دختران و پسران در ابتدای دوره نسبت به پایان دوره کاهش یافته است. ولی دختران افت کمتری داشته اند. بررسی میانگین این نرخ نشان می دهد که برای هر دوجنس در انتهای برنامه نسبت به ابتدای دوره ی مورد بررسی کاهش داشتنه است. با توجه به این داده ها هزینه ی صرف شده به ازاء هر فارغ التحصیل ۱۱ درصد بیش از میزان آن در حالت مطلوب است. همچنین صرف هزینه برای پسران بیش از دختران بوده است یعنی اتلاف در پسران بیشتر بوده است. میانگین طول تحصیل فارغ التحصیلان گر چه در طول دوره کاهش را نشان می‌دهد اما در بین پسران بیش از دختران بوده است. بررسی نرخ ماندگاری نشان می دهد که هردوجنس به طور مساوی می توانند به پایه پنجم راه یابند و به نسبت مساوی هر دوجنس وارد شده به پایه اول، قبل از ورود به پایه پنجم ترک تحصیل می نمایند. نرخ ارتقاء دختران در طول دوره بیش از پسران است اما احتمال ترک تحصیل آن دسته از دختران که مردود می شوند بیشتر از پسران مردودی است. در پایه اول دبستان در این تحقیق نیز ترک تحصیل وجود دارد و میزان آن نسبت به سایر پایه ها زیادتر است حدود ۳ درصد از هردوجنس ورودی به اول دبستان قبل از رسیدن به پایه دوم ترک تحصیل می نمایند. مقایسه نرخ ماندگاری در ابتدای دوره با انتهای آن نشان می دهد که نرخ ماندگاری در سال پایانی دوره افزایش چشم گیری داشته است. گر چه گرایش به ترک تحصیل در طول دوره سیر نزولی را پیموده است اما دختران بیش از پسران ترک تحصیل نموده اند. و ترک تحصیل در مردودان نیز بیشتر است. نرخ پوشش تحصیلی ظاهری با توجه به نرخ مردودی و ترک تحصیل بالاست. در تحقیقی دیگر تحت عنوان: بررسی کارایی درونی آموزش راهنمایی استان خوزستان طی سال های ۷۵- ۱۳۶۹و مقایسه آن با شاخص های برنامه های پنج ساله اول و دوم، سالمی(۱۳۸۲)، نتایج زیر را به دست آورده است:
جمعیت دانش آموزی در دوره راهنمایی از میزان جمعیت پیش بینی شده در برنامه اول تعداد ۲۷۵۱۹ نفر بیشتر می باشد همچنین در برنامه دوم نیز تعداد ۲۱۳۵۷ نفر بیشتر شده است یعنی در طول دوره‌ی مورد بررسی میزان جمعیت دانش آموزان مقطع راهنمایی استان هرمزگان زیاد شده است. که نشان دهنده‌ی رشد دانش آموزان در سال های قبل می باشد. تعداد دانش آموزان غیر انتفاعی رشد چشمگیری داشته است. جمعیت دانش آموزی شهری در برنامه اول و دوم افزایش داشته است اما در برنامه دوم جمعیت دانش آموزی روستایی کاهش داشته است اما در مجموع تعداد دانش آموزان روستایی نسبت به تعداد دانش آموزان شهری به مقدار پیش بینی شده در هر دو برنامه نزدیکتر بوده است. تعداد کلاس فیزیکی در برنامه اول و دوم نسبت به پیش بینی نسبت به پیش بینی کاهش داشته است. و شاخص تراکم دانش آموز در کلاس در مقایسه با هدف برنامه اول و دوم کاهش را نشان می دهد ضریب بهره برداری از کلاس ها نیز در پایان هر دوبرنامه افزایش یافته است. نرخ ارتقاء شهری از نرخ ارتقاء روستایی بالاتر بوده است و نرخ ارتقاء دختران از نرخ ارتقاء پسران بالاتر بوده است.با این حال نرخ ارتقاء در دوجنس با هدف برنامه های اول و دوم فاصله داشته و نزدیک به ۱۹ درصد دانش آموزان با تکرار پایه و ترک تحصیل مواجه اند.که خسارت قابل توجهی است. نرخ مردودی در دانش آموزان پسر روستایی از همه بیشتر است.ولی این نرخ در مناطق شهری نسبت به روستا بهتر است. نرخ ترک تحصیل در طول اجرای تحقیق برای دختران رقم کمتری در مقایسه با پسران می باشد. ضریب کارایی درونی آموزش راهنمایی در دوره ی فوق ۷۲.۸۳ درصد بوده است. همچنین کارایی درونی دختران با اتلاف کمتراز پسران، بیشتر بوده است. ودر کل دوره هردو جنس به میزان ۳۰ درصد اتلاف هزینه داشته اند. مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی کارایی بیشتری را نشان می‌دهند. یعنی دختران بهتر از پسران و مناطق شهری بهتر از مناطق روستایی عمل کرده اند.
طبق گزارش سازمان آموزش و پرورش استان خوزستان(۱۳۸۴) میزان تحت پوشش قرار گرفتن کودکان لازم التعلیم۱۳-۱۱ ساله( پوشش واقعی) در طول سال های ۸۱-۱۳۷۹ با افزایش روبرو بوده است. هم چنین نرخ پوشش ظاهری طی سال های مذکور نیز روند صعودی داشته و سهم دانش آموزان دختر از کل روند افزایش داشته است. درصد دانش آموزان دختر روستایی در طول سال های مورد نظر سیر صعودی داشته و شاخص نرخ ماندگاری از پایه اول به سوم راهنمایی نیز روند افزایشی پیموده است. نرخ ارتقاء نیز در سه پایه تحصیلی دوره راهنمایی تحصیلی ودر طول سال های مورد بررسی با افزایش مواجه بوده است لذا نرخ تکرار پایه به تبع نرخ ارتقاء با روند کاهش مواجه بوده است. بررسی نرخ ترک تحصیل پایه های مختلف دوره راهنمایی تحصیلی نشانگر افزایشی بودن آن در پایه اول تا سوم می باشد. گر چه تعداد دانش آموزان غیر انتفاعی با افزایش مواجه بوده لکن میزان آن با توجه به هدف گذاری های انجام شده قابل توجه نبوده است. درصد معلمان دارای صلاحیت های دانشگاهی نیز با افزایش مواجه بوده که علت افزایش این شاخص، برگزاری دوره های بلندمدت و استفاده از بخشی از ظرفیت دانشگاه های کشور بوده است. پوشش تحصیلی ظاهری میزان افزایشی را نشان می دهد.تعداد مدارس دوره راهنمایی تحصیلی نیز افزایش یافته است. همچنین ابراهیمی(۱۳۸۴) در تحقیق دیگر تحت عنوان بررسی میزان تحقق شاخص های آموزش و پرورش عمومی استان اصفهان در برنامه سوم توسعه انجام داده است که با توجه به پرسش های تحقیق نتایج زیر به دست آورده است:
در مقطع ابتدایی عملکرد استان در شاخص های پوشش ظاهری، درصد دانش آموزان دختر از کل، تراکم دانش آموزان در کلاس دایر، به جز سال ۷۹، و تراکم دانش آموزان در کلاس کالبدی، هماهنگ با برنامه بوده است و در شاخص های تعداد دانش آموزان دولتی و غیر انتفاعی و درصد دانش آموزان روستایی و ضریب بهره برداری از کلاس فیزیکی با اهداف برنامه ناهمخوان است. سلیمانی( ۱۳۸۵) نیزدر تحقیق خود تحت عنوان بررسی و تحلیل شاخص توسعه‌یافتگی آموزش همگانی در نظام آموزشی ایران به نتایجی دست یافته است: شاخص درصد دختر از کل افزوده شده است. شاخص نرخ تکرار پایه در دوره ابتدایی کالهش را نشان می دهد. شاخص نرخ ماندگاری از پایه اول تا پنجم ابتدایی روند افزایشی داشته، شاخص نسبت دانش‌آموز به کلاس نیز کاهش داشته است که بیان‌کننده روند کاهشی برخوردار است. نسبت فارغ التحصیلی پایه پنجم در طول دوره افزایش یافته است. نرخ تکرار در تمامی پایه ها تقلیل یافته است. در کل نرخ تکرار در طول دوره ی مورد بررسی باکاهش قابل محسوسی مواجه بوده است. قیاسی(۱۳۸۶)، هم در تحقیقی با عنوان مطالعه نرخ های کارایی درونی و بیرونی آموزش های فنی و حرفه ای استان مرکزی در سال ۱۳۸۵ نرخ قبول شدگان را ۲۲/۷۰% و نرخ فارغ التحصیلی را ۷۲/۲۱% به دست آورده است. نتایج تحقیق افسرده(۱۳۸۷)، با عنوان مقایسه کارایی درونی شاخه فنی و حرفه ای آموزش و پرورش استان ایلام در سال ۷۹ تا ۸۳ با اهداف پیش بینی شده در برنامه سوم توسعه استان منتج به نتایج زیر گردیده است:
ضریب کارایی، نسبت اتلاف، و میانگین طول تحصیل کاهش یافته همچنین نرخ قبولی افزایش یافته است. نرخ مردودی و نرخ ترک تحصیل کاهش داشته اند، که با اهداف برنامه سوم توسعه هم جهت بوده است. پوشش تحصیلی ظاهری و تراکم هنرجو در کلاس تنزیل یافته است. که با اهداف برنامه سوم در این شاخص ها هماهنگ نبوده اند. سهم دانش آموزان دختر تا حدودی به هدف برنامه سوم نزدیک بوده است.
محمدی(۱۳۸۷)، هم در تحقیقی با عنوان بررسی کارایی درونی آموزش متوسطه نظری استان ایلام طی سال‌های ۱۳۷۹ تا۱۳۸۳ در مقایسه با شاخص های برنامه سوم توسعه آموزش و پرورش استان ایلام نتایج زیر را به دست آورد: نرخ ماندگاری شاخه متوسطه نظری استان ایلام کاهش یافته ونشان دهنده ی عملکرد ضعیف این استان در شاخص مذکور می باشد. نرخ درصد فارغ التحصیلی افزایش داشته است ولی عملکرد استان در این زمینه از هدف پیش بینی شده پایین تر است. گرچه روند افزایشی این نرخ تا سال پایانی برنامه حکایت از بهبود عملکرد دارد

Author: admin2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *