پایان نامه رایگان با موضوع سرمایه انسانی، طبقات اجتماعی، خواجه عبدالله انصاری

دانلود پایان نامه

خود بازگردید، درغیراینصورت گناه، شما را هلاک خواهد کرد. برای توبه، اول باید به گناه خود معترف شد.»۳۱
ای خداوند، خدای اسراییل، تو عادلی، اما باز هم اجازه داده ای عده ای از ما زنده بمانیم. ما به گناهان خود در حضور تو اعتراف می کنیم، ما هیچ شایستگی برای آمدن به حضور تو نداریم.۳۲
به لطف کرم او امید داشت چون تو دعاهای ما را مستجاب می فرمایی. همه مردم به خاطر گناهانشان نزد تو خواهند آمد. گناهان ما بر ما چیره گشته است اما تو ما را می بخشی. خداوندا هیچ خدایی مانند تو نیست. تو گناه بندگانت را می آمرزی و تقصیرات بازماندگان قومت را می بخشی و چون بر بندگانت رحمت و شفقت داری برای همیشه خشمگین نمی مانی.۳۳ در یهودیت توبه ارتباط با آمدن موعود دارد چون اعتقاد مسلم بر ربانیون بود که اگر بنی اسراییل حتی برای یک روز از گناهان خود توبه کنند، آمدن او جلو خواهد افتاد.۳۴امروزه معتقدند که نجات و آزادی [ صهیون ] فقط با عدالت و آنهایی که گناه خود توبه می کنند امکان پذیر است و راه دیگری وجود ندارد.۳۵
۱ـ۱ـ۲ـ۳ـ توبه در آیین مسیحیت
تعلیم اساسی حضرت عیسی (علیه السلام ) در دو بخش خلاصه می شود:
۱ـ توبه کنید؛ یعنی دست از گناه بردارید و به سوی خدا برگردید.
۲ـ ولایت و سرپرستی خدا ( ملکوت آسمان ) را بر زندگی خود پذیرا شوید.۳۶
مراد از توبه در مسیحیت این است که: توبه تغییری می باشد که در فکر شخص حادث شده و پس از آن مُولّد ندامت و پشیمانی برعملی می گردد که برای زندگی جاودانی می باشد آنست که قلبی گناه را بغض نماید و از ارتکاب آن کاملاً محزون و پشیمان باشد و کوشش نماید که بر خداوند متوکل شود و از روح القدس کمک یافته، از گناه دوری جوید و مطیع اراده و اوامر مقدس حضرت احدیت گردد.۳۷
سابقه توبه در مسیحیت به حضرت یحیی بر می گردد. چون او به مردم می گفت: « توبه کنید، زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.» از دیدگاه بنی اسراییل، ملکوت آسمان گونه ای حکومت الهی بود که آرمان مقدس آنان به شمار می رفت. به همین دلیل ( به گفته اناجیل در موارد مختلف ) یحیای تعمید دهنده در دعوت خود موفقیت چشمگیری به دست آورد و تأثیر عمیقی بر مردم گذاشت، به طوری که همه طبقات اجتماعی گروه گروه، نزد او می آمدند و توبه می کردند و وی آنان را غسل تعمید می داد.۳۸
کتاب مقدس مسیحیان تأخیر در توبه را موجب نابودی می داند. « مطمئن باشید اگر توبه نکنید، همه شما مانند آنان نابود خواهید شد.»۳۹
در مسیحیت دستور توبه ازجانب پطرس صادر شده، پطرس به ایشان گفت: « توبه کنید و همه شما فردا برای آمرزش گناهانتان به نام عیسی مسیح غسل تعمید بگیرید که روح القدس یعنی عطیه خدا را خواهید یافت.»۴۰
پس توبه کنید و به سوی خدا بازگشت نمایید تا گناهان شما آمرزیده شود.۴۱ در مسیحیت برای توبه کننده ارزش والایی قائل می شوند.«بدانید که به همان طریق برای یک گناهکار که توبه می کند، در آسمان بیشتر سرور و شادی خواهد بود تا برای نود و نه شخص پرهیزکاری که نیاز به توبه ندارند، و به همان۴۲ طریق بدانید که برای یک گناهکار که توبه می کند، در میان فرشتگان خدا شادی و سرور خواهد بود.»۴۳
۱ـ۱ـ۳ـ حقیقت، اهمیت و اقسام توبه
در این مبحث مطالبی راجع به حقیقت توبه، توبه نصوح، اهمیت و فضیلت توبه، اقسام توبه و جایگاه توبه در قرآن بیان می شود.
۱ـ۱ـ۳ـ۱ـ حقیقت توبه
حقیقت توبه، بازگشت گناهکار به سوی خداوند کریم و غفور است که با ندامت از گناه و تصمیم بر عدم ارتکاب مجدد آن تحقق می یابد. برخی، عزم بر ترک را در تحقق توبه معتبر ندانسته اند.۴۴
توبه، امر قلبی و درونی است از این رو لازم نیست به زبان آورده شود.۴۵
انسان گناهکار وقتی از قبح گناه و معاصی آگاه می گردد و متوجه می شود که چه فاصله ای بین او محبوب و خالقش افتاده است، پشیمان و متألم می شود و این آتش پشیمانی و تألم سراسر وجود و روح و جانش را فرا می گیرد و یک انقلاب و دگرگونی درون او رخ می دهد و تمامی آثار شوم ریشه های گناه و سیئات توسط این آتش سوزانده شده وضمیری پاک و نهادی آرام و قلبی مملؤ از عشق مخلوق به محبوب باقی می ماند.در بسیاری از روایات ندامت و پشیمانی از ارتکاب گناه و جرم را توبه دانسته و آمده است که پشیمانی و ندامت واقعی مانع از بازگشت شخص تائب به سوی اعمال مجرمانه و گناه می شود. در حقیقت، توبه حقیقی ندامت و پشیمانی خاصی را در پی دارد که مانع از تکرار اعمال سابق می شود.
رسول خدا (صلی الله علیه) می فرماید: « الندم التوبه؛ یعنی پشیمانی و ندامت توبه است.»
امیر المؤمنین (علیه السلام) در جایی می فرماید: «الندم احد التوبتین» و امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
« کفی باالندامه توبه » و قریب به این مضامین در روایات دیگری نیز به چشم می خورد.
در مورد عدم بازگشت به گناه و جرم که ثمره ندامت و پشیمانی حقیقی است، امیر المؤمنین اینگونه می فرمایند: «الندم علی الذنب یمنع عن معاودته؛ یعنی پشیمانی بر گناه مانع بازگشت به گناه می شود.»
همچنین اقرار حُسن اعتراف را نیز توبه و اقرار به گناه را موجب غفران و بخشش دانسته اند. خداوند تبارک و تعالی در آیه ۱۰۲ سوره توبه می فرماید: « و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً عسی الله ان یتوب علیهم.» امیر المؤمنین (علیه السلام ) می فرمایند: « المقر بالذنب، تائب؛ یعنی توبه کننده کسی است که اعتراف و اقرار به گناه می کند.» امام باقر (علیه السلام ) اثر توبه را که دفع عقاب و رهایی از آثار سوء آن می باشد مشروط به اقرار به آن کرده و می فرما
ید: « و الله ما ینجوا من الذنب الّامن اقتربه.»
ممکن است این سؤال مطرح شود که مراد از اقرار آیا اقرار نزد امام و حاکم و قاضی است یا خیر؟
در جواب باید گفت: خیر؛ مراد اقرار و اعتراف نزد خداوند تبارک و تعالی وعذر خواهی و اعتذار از خداوند است؛ چه اینکه امیر المؤمنین می فرماید: « الاقرار الاعتذار.» بیان خواجه عبدالله انصاری در کشف الاسرار در این باب شنید نی است:«حقیقت توبه، پشیمانی است که در دل پدید آید، دردی که از درون سینه سر بزند،آتش خجل در دل وی افتد، آب حسرت از دیده فرو ریزد، ندیدی که شاخی از یک سر آن آتش زنی و از دیگر سو آب قطره قطره می چکد.» بنابراین: جان و روح توبه، همان سوز درد انقلاب درونی و آتش ندامت است.۴۶

۱ـ۱ـ۳ـ۲ـ توبه نصوح
در زمان قدیم در یکی از ولایات مردی بود به نام «نصوح» که بر خلاف مردهای دیگر صاحب ریش و سبیل نبود و به همین جهت هم از نداشتن ریش و سبیل استفاده می کند و به ولایت دیگری می رود و در یکی از حمام های زنانه به عنوان کارگر شروع به کار می کند و هیچکس از این جریان باخبر نمی شود. تا اینکه یک روز دختر حاکم شهر به حمام می آید. در حین استحمام انگشتر گرانقیمت او گم می شود، هر چند برای انگشتر خود جستجو میکند، آنرا نمی یابد. تا اینکه دستور می دهد همه زنان را بازرسی کنند. در این موقع «نصوح» با خودش فکر میکند که اگر زن ها و مخصوصاً دختر حاکم بفهمند که او زن نیست، چه بلایی بر سرش خواهد آمد.در این گیر و دار «نصوح » به خدا متوسل می شود و توبه می کند، که اگر امروز از این ماجرا نجات پیدا کرد، دیگر از این کار دست برمیدارد و باقی عمر را به عبادت بگذراند.
ناگهان سر و صدایی بلند شد که انگشتر پیدا شد. بنابراین دختر حاکم از بقیه زن ها دست برمی دارد و « نصوح » نجات پیدا می کند و از حمام بیرون می رود و به کوه پناه می برد. با مقداری سنگ آنقدر از این کوه به آن کوه بالا میرود تا تمام گوشتهای بدنش آب می شود و از بین می رود. تا آنجا که به او ندا می رسد:
« ای نصوح توبه تو قبول شد.» از آن پس «نصوح» تا آخر عمر را به عبادت می گذراند و توبه او به نام « توبه نصوح » معروف می شود.۴۷
نصوح از ماده « نصح» است. نصح یعنی خیرخواهی خالصانه، ناصح را که ناصح گویند به اعتبار این است که خیرخواه خالصانه ومخلصانه است. توبه نصوح یعنی توبه خالصانه ومخلصانه، توبه ای که تا آن عمق روح انسان توبه کند. پیغمبر فرمود:« مقصود از توبه نصوح، توبه غیر قابل بازگشت است.توبه ای که انسان را دوباره به گناه برنگرداند، تشبیه خوبی فرمود: توبه غیر قابل بازگشت؛ مثل شیری که از پستان یک حیوان بیرون می آید. آیا شیری که از پستان حیوان در آمد، دوباره بازگشت به پستان می کند؟ آنچنان از گناه بیرون آید که شیر از پستان بیرون می آید، یعنی دیگر برگشتن نباشد، این را می گویند توبه نصوح.»
امیر المؤمنین(علیه السلام) توبه نصوح را در نهج البلاغه به این صورت بیان کرده و فرموده است این توبه شش پایه دارد: پشیمانی شدید از گذشته، تصمیم اکید نسبت به آینده، حقوق خدا و حقوق مردم را در گذشته ادا کردن، هر چه حقی از خدا فوت شد؛ نمازی، روزه ای، حجی فوت شده، حقوق الهی را انجام دادن، حقوق مردم را ادا کردن، اگر دیونی از مردم هست، هر نوع دینی. غیبتی از کسی کرده ای، اینها را به هر شکلی که ممکن است صاف بکنی، دینی را که باید بدهی، بدهی. اگر نمی توانی بدهی، لااقل رضایت مردم را به دست بیاوری. غیبتشان را کرده ای ، رضایتشان را به دست بیاوری. اگر مرده اند و رفته اند، به جای آن برای آنها طلب مغفرت کنی.۴۸
از امام صادق(علیه السلام) در مورد آیه شریفه« یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحاً» سؤال شد، حضرت فرمودند: به اینکه بنده ی خدا از گناهی که مرتکب شده، توبه کند و دیگر آن گناه را مرتکب نشود. بیهقی در کتاب شعب الایمان از نعمان بن بشیر روایت کرده است که عمر بن خطاب درباره توبه نصوح سؤال کرد و پیامبر(صلی الله علیه) فرمود: « مردی از عمل زشتی توبه می کند و سپس هرگز به آن برنمی گردد.»۴۹
« نصوح » در لغت از ماده « نصح» بر وزن «صلح» در اصل به معنی نصیحت کردن و خیرخواهی خالصانه است. برای نصوح معنای دیگری هم ذکر کرده اند و آن عبارت است از سازگاری بین دو شی و اصلاح کردن و محکم کردن آن و از آنجا که باید خیرخواهی واقعی باید تؤام با محکم کاری باشد، واژه « نصح » گاه به این معنی آمده است، به همین جهت به نمای محکم « نصاح » نیز گفته می شود. با توجه به این معنای لغوی، توبه نصوح توبه ای است که شخص به آنچه انجام داده است و از آن توبه کرده، مجدداً برنگردد.۵۰
بر این اساس هر دو معنای لغوی نصح یعنی« خالص بودن و محکم بودن » در توبه نصوح به کار رفته است. لذا، توبه نصوح می تواند عبارت باشد از توبه ای که صاحبش را از برگشتن به طرف گناه باز می دارد، یا توبه ای که بنده را برای رجوع از گناه خالص سازد و در نتیجه دیگر به آن عملی که از آن توبه کرده، برنگردد.۵۱در روایت دیگری احمد بن مردویه و بیهقی از ابن مسعود از رسول خدا نقل می کنند که حضرت فرمودند:« التوبه من الذنب ان لا یعود الیه ابداً.»۵۲
مفسرین تفسیرهای زیادی را برای توبه نصوح ذکر کرده اند که در تفسیر نمونه به برخی از آنها اشاره شده است، از جمله:
الف) توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، ترک گناه و تصمیم بر ترک آن در آینده.
ب) توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود و ادامه اطاعت خدا.
ج) توبه نصوح آن است که گناهکار همواره گناه خود را در مقابل چشم خود ببیند و از آن شرمنده باشد.
ه) توبه نصوح آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن.
و) توبه نصوح آن است که تؤام با چشمی گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.۵۳

۱ـ۱ـ۳ـ۳ـ فضیلت و اهمیت توبه
توبه چراغ راه انسان در تاریکی ها است و سرمایه انسانی است که همه چیزش را بر باد داده است. در فضیلت توبه همین روایت از امام باقر(علیه السلام) کافی است که می فرماید:« خداوند متعال نسبت به توبه بنده هایش شادمانتر است از مردی که در شبی تاریک در بیابان، مَرکب و توشه هایش را گم کرده و ناگاه پیدایش کند.»۵۴ توبه آنقدر اهمیت دارد که خداوند علاوه بر آنکه گناهان بنده هایش را می پوشاند، آن را به حسنه تبدیل می کند. خداوند متعال می فرمایند:« مگر آن کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند، خداوند بدی هایشان را به

Author: mitra6--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *